فرایدن
ظاهر
مصدر «فَرایْدَن» بهمعنی «مورد پیشرفتگرفتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» در زمینه «مفعول» دچار پیشرفت/توسعه بشود. این مصدر از «فرایـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «فَرایْدَن»
بنهای تصریفی «فَرایْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «فَرایْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «فَرایْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «فَرایْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «فَرای»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «فَرایْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «فَرایْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «فَرایْنِن»
فارسی
همچنین ببین: تَفَرایْدَن ([؟] مورد پیشرفتگرفته قرار دادن)؛ فَرایانْدَن ([؟] مورد پیشرفتگرفتهشده قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /فَرایْدَن/📥 ریشهشناسی: فرایـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | متضاد «فرایدن»: پَسایْدَن ([؟] مورد پسرفت قرار دادن)
- تعریف «فرایدن». فرایند وارْدَن ([؟] مورد تحولیافتن قرار دادن) وَضِعِیَّت ([؟] حالت درونی) برتر: [💬یا بعبارتی «مورد پیشرفتگرفتن قرار دادن»]
- مثال. برای فَرایْدَن (؟ مورد پیشرفتگرفتن قرار دادن) دانایی، دانشمندها بایَد ([؟] باید) شَدّانِه ([؟] بهشکل شدید) بِتَلِشَنْد ([؟] مورد تلاشیافتن قرار بدهند).ترجمه: برای پیشرفت یافتن در علم، دانشمندها باید شدیدا تلاش کنند.
عملواژه
- ️تلفظ: /فَرایْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «فرایدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «فرایدن»: «فَرایْتِد»؛ بن گذشته «فرایدن»: ↦«فَرایْد»↤؛ بن آینده در گذشته «فرایدن»: «فَرایْتِن»⟼«فَرای» (بنکنون «فرایدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «فرایدن»: «فَرایْنِت»؛ بن آینده «فرایدن»: ↦«فَرایْن»؛ بن آینده در آینده «فرایدن»: ↤«فَرایْنِن»◀
- تعریف «فرایدن». وَضِعِیَّت ([؟] حالت درونی) برتر هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را وارْدَن ([؟] مورد تحولیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد پیشرفتگرفتن قرار دادن»]
- مثال. دانشمند هه ([؟] مذکور؛ یادشده) فَهِماژ ([؟] فهم) اَش ([؟] مال آن؛ آن را) از جهان را [[تلاشانه|آواثاء:تلاشانه]] ([؟] معناء:تلاشانه) فَرایْد (؟ مورد پیشرفتگرفتن قرار داد).ترجمه: فهم آن دانشمند از جهان با تلاشش پیشرفت یافت.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «فَرایْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بفرای | - | - | آواثاء:بفرایید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نفرای | - | - | آواثاء:نفرایید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نافرای | - | - | آواثاء:نافرایید | - | |
ترجمه
وارْدَن (؟ مورد تحولیافتن قرار دادن) برتر هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «فرایدن»: To advance؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «فرایدن»: To progress
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا