پرش به محتوا

اشفاندن

از واژسین

مصدر «أَشِفانْدَن» به‌معنی «مورد آشفتگی‌یافته‌شده قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، مورد آشفتگی‌یافته‌شده قرار دادن این مصدر از «آشفـ + ـانـ [ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشان‌دادن عامل انگیزی، استفاده می‌شود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبول‌یافته شدن قرار دادن)» و «أَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته‌شده قرار دادن)»] + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «أَشِفانْدَن»

بن‌های تصریفی «أَشِفانْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «أَشِفانْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «أَشِفانْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «أَشِفانْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «أَشِفان»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «أَشِفانْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «أَشِفانْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «أَشِفانْنِن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: أَشِفْدَن ([؟] مورد آشفتگی‌یافتن قرار دادن)؛ اُؤاشُفْدَن ([؟] مورد آشفتگی‌گرفتن قرار دادن)؛ تَأَشِفْدَن ([؟] مورد آشفتگی‌یافته قرار دادن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «أَشِفْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد آشفتگی‌یافته‌شده قرار دادن»]
    🚀مثال. برای أَشِفانْدَن (؟ مورد آشفتگی‌یافته‌شده قرار دادن) اَش ([؟] مال آن؛ آن را) کایَد ([؟] کافی بوده/است/خواهد بود) کودکان اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را بِآوَرانی ([؟] مورد درون‌گرفته‌شده قرار بدهی)!🌐ترجمه: برای آشفته کردنش کافیه کودکانش را بیاوری!

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /أَشِفانْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اشفاندن»: بن گذشته در گذشته «اشفاندن»: «أَشِفانْتِد»؛ بن گذشته «اشفاندن»: «أَشِفانْد»؛ بن آینده در گذشته «اشفاندن»: «أَشِفانْتِن»«أَشِفان» (بن‌کنون «اشفاندن»)، ؛ بن گذشته در آینده «اشفاندن»: «أَشِفانْنِت»؛ بن آینده «اشفاندن»: «أَشِفانْن»؛ بن آینده در آینده «اشفاندن»: «أَشِفانْنِن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «أَشِفْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد آشفتگی‌یافته‌شده قرار دادن»]
    🚀مثال. بچه‌ها پدر اِشان ([؟] آن‌ها/خودشان) را أَشِفانْدَنْد (؟ مورد آشفتگی‌یافته‌شده قرار دادند).🌐ترجمه: بچه‌ها پدرشان را آشفته کردند.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «أَشِفانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:اشفانتدم آواثاء:اشفانتدی أَشِفانْتِد آواثاء:اشفانتدیم آواثاء:اشفانتدید آواثاء:اشفانتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:اشفاندم آواثاء:اشفاندی أَشِفانْد آواثاء:اشفاندیم آواثاء:اشفاندید أَشِفانْدَنْد
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:اشفانتنم آواثاء:اشفانتنی آواثاء:اشفانتند آواثاء:اشفانتنیم آواثاء:اشفانتنید آواثاء:اشفانتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:اشفانم آواثاء:اشفانی آواثاء:اشفانَد آواثاء:اشفانیم آواثاء:اشفانید آواثاء:اشفانند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:اشفاننتم آواثاء:اشفاننتی أَشِفانْنِت آواثاء:اشفاننتیم آواثاء:اشفاننتید آواثاء:اشفاننتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:اشفاننم آواثاء:اشفاننی آواثاء:اشفاننَد آواثاء:اشفاننیم آواثاء:اشفاننید آواثاء:اشفاننند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:اشفانننم آواثاء:اشفانننی آواثاء:اشفانننَد آواثاء:اشفانننیم آواثاء:اشفانننید آواثاء:اشفانننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «أَشِفانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:باشفان - - آواثاء:باشفانید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:ناشفان - - آواثاء:ناشفانید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نااشفان - - آواثاء:نااشفانید -

ترجمه

مصدر اَنْگیزی «أَشِفْدَن (؟ مورد آشفتگی‌یافتن قرار دادن)»
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «اشفاندن»: To upset؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «اشفاندن»: To agitate