وارد کردن
ظاهر
عَبِرات ([؟] عبارت) «وارد کردن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- ثَبانْدَن:❖ مورد تثبیتیافتهشده قرار دادن؛
- دَرِجانْدَن:❖ مورد درجشگرفتهشده قرار دادن؛
- مثال. نامکاربری و گذرواژهاش را نرمافزار وارد کرد.معادل: نامکاربری و گذرواژه اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را دَرِجانْد (؟ مورد درجشگرفتهشده قرار داد).
- وُرویانْدَن:❖ مورد ورودشگرفتهشده قرار دادن؛
- مثال. کتابهای فلسفهاش را به اتاق مطالعهاش وارد کرد.معادل: کَتِباءْهای ([؟] کتبیتیافتههای (مطلبهای)) فلسفه اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را بِعِل ([؟] به عاملیت (به عملکنندگی)) طَلِعْگاه ([؟] اتاق مطالعه) اَش ([؟] مال آن؛ آن را) وُرویانْد (؟ مورد ورودشگرفتهشده قرار داد).
- اِسْوُرویانْدَن:❖ مورد ملزمبهورودشگرفتهشده قرار دادن؛
- ماهِرانْدَن:❖ مورد مهارتیافتهشده قرار دادن؛
- مثال. علی حسن را، با کلی تمرین دادن، در برنامهنویسی وارد کرد.معادل: علی حسن را با مَرِنانْدَن ([؟] مورد تمرینیافتهشده قرار دادن) شَدّانِه ([؟] بهشکل شدید)، در فَرْمِثانْدَن ([؟] مورد برنامهنویسییافتهشده قرار دادن) ماهِرانْد (؟ مورد مهارتیافتهشده قرار داد).
- دَرونانْدَن:❖ مورد درونگرفتهشده قرار دادن؛
- مثال. برای استفاده کردن از تابع
sqrt، باید ماژولmathرا وارد کنی.معادل: برای بَهِرانْدَن ([؟] مورد بهرهیافتهشده قرار دادن) تابعsqrt، بایَد ([؟] باید) سَقَلاء ([؟] مستقلکن (پودمان؛ ماژول))mathرا بِدَرونانی (؟ مورد درونگرفتهشده قرار بدهی).
- مثال. برای استفاده کردن از تابع
همچنین ببین: ثبت کردن؛ درج کردن؛ درون آوردن؛ واردات کردن؛ ماهر کردن؛ مهارت دادن؛ داخل کردن؛ درونآوری کردن