داخل کردن
ظاهر
عَبِرات ([؟] عبارت) «داخل کردن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- تَوُرودَن:❖ مورد ورودشگرفته قرار دادن؛
- مثال. برای داخل کردن خودرو به گاراژ، باید با دقت و آرام عمل کنید.معادل: برای تَوُرودَن (؟ مورد ورودشگرفته قرار دادن) خودرو بامِل ([؟] با مفعولیت (عملشوندگی)) نِگَهْجا ([؟] گاراژ (جاینگهداری))، بایَد ([؟] باید) دِقَّتانِه ([؟] با دقت) و آرُمانِه ([؟] بهشکل آرام) بِعَمَلانید ([؟] مورد عملیتگرفتهشده قرار بدهید).