هکدن
ظاهر
مصدر «هِکْدَن» بهمعنی «مورد تنفسیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن کسی گازی را وارد ششاش بکند. این مصدر از «هکـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «هِکْدَن»
بنهای تصریفی «هِکْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «هِکْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «هِکْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «هِکْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «هِک»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «هِکْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «هِکْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «هِکْنِن»
فارسی
واژههای مرتبط با «هکدن»: هِکانْدَن ([؟] مورد تنفسیافتهشده قرار دادن)؛ تَهِکْدَن ([؟] مورد تنفسگرفته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /هِکْدَن/📥 ریشهشناسی: هکـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖
- تعریف «هکدن». فرایند وُرودَن ([؟] مورد ورودشگرفتن قرار دادن) هوا باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) شش: [💬یا بعبارتی «مورد تنفسیافتن قرار دادن»]
- مثال. هِکْدَن (؟ مورد تنفسیافتن قرار دادن) دود، بیماری را سَبَبْد ([؟] مورد مسببیافتن قرار داد).ترجمه: تنفس کردن دود، بیماری را سبب میشود.
عملواژه
- ️تلفظ: /هِکْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «هکدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «هکدن»: «هِکْتِد»؛ بن گذشته «هکدن»: ↦«هِکْد»↤؛ بن آینده در گذشته «هکدن»: «هِکْتِن»⟼«هِک» (بنکنون «هکدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «هکدن»: «هِکْنِت»؛ بن آینده «هکدن»: ↦«هِکْن»؛ بن آینده در آینده «هکدن»: ↤«هِکْنِن»◀
- تعریف «هکدن». هوا را باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) شش وُرودَن ([؟] مورد ورودشگرفتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد تنفسیافتن قرار دادن»]
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «هِکْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بهک | - | - | آواثاء:بهکید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نهک | - | - | آواثاء:نهکید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناهک | - | - | آواثاء:ناهکید | - | |
ترجمه
وُرودَن (؟ مورد ورودشگرفتن قرار دادن) هوا باعِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) شش
- ترجمه (معادل) انگلیسی «هکدن»: To breathe
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا