زحمدن
ظاهر
(تغییرمسیر از زحمیدن)
مصدر «زَحِمْدَن» بهمعنی «مورد زحمتگرفتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» گیرنده «مفعول» بهعنوان کاری که برایش وقتگیر، دشوار، یا ناخوشایند است بشود. این مصدر از «زحمـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «زَحِمْدَن»
بنهای تصریفی «زَحِمْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «زَحِمْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «زَحِمْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «زَحِمْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «زَحِم»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «زَحِمْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «زَحِمْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «زَحِمْنِن»
فارسی
همچنین ببین: زَحِمانْدَن ([؟] مورد زحمتگرفتهشو قرار دادن)؛ تَزَحِمْدَن ([؟] مورد زحمتگرفته قرار دادن)؛ مِزَحِمْدَن ([؟] مورد زحمتکشنده قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /زَحِمْدَن/📥 ریشهشناسی: زحمـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «زحمدن»: اَذّیدَن ([؟] مورد اذیتگرفتن قرار دادن)؛ رَنِجْدَن ([؟] مورد رنجدیدن قرار دادن)؛ آزُرْدَن ([؟] مورد آزر دیدن قرار دادن)؛ زَجِرْدَن ([؟] مورد زجر دیدن قرار دادن)؛ شِکَنِجْدَن ([؟] مورد شکنجهدیدن قرار دادن) | متضاد «زحمدن»: ربطاء:زحمدن/ضد
- تعریف «زحمدن». فرایند دُچْدَن ([؟] مورد دچاریافتگی قرار دادن) دشواری هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد زحمتگرفتن قرار دادن»]
- مثال. دیروز زَحِمْدَن (؟ مورد زحمتگرفتن قرار دادن) تَلِسْتودَن ([؟] مورد بارْستانی قرار دادن) این فایلها بِعِل ([؟] به عاملیت (به عملکنندگی)) من اِسْپُرانِشْد ([؟] مورد سفارشگرفتهشده قرار داده شد).ترجمه: دیروز زحمت دانلود کردن این فایلها به من سپرده شد.
عملواژه
- ️تلفظ: /زَحِمْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «زحمدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «زحمدن»: «زَحِمْتِد»؛ بن گذشته «زحمدن»: ↦«زَحِمْد»↤؛ بن آینده در گذشته «زحمدن»: «زَحِمْتِن»⟼«زَحِم» (بنکنون «زحمدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «زحمدن»: «زَحِمْنِت»؛ بن آینده «زحمدن»: ↦«زَحِمْن»؛ بن آینده در آینده «زحمدن»: ↤«زَحِمْنِن»◀
- تعریف «زحمدن». دشواری هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را دُچْدَن ([؟] مورد دچاریافتگی قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد زحمتگرفتن قرار دادن»]
- مثال. تَلِسْتودَن ([؟] مورد بارْستانی قرار دادن) این فایلها را زَحِمْدَم (؟ مورد زحمتگرفتن قرار دادم).ترجمه: زحمت دانلود کردن این فایلها را کشیدم.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «زَحِمْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بزحم | - | - | آواثاء:بزحمید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نزحم | - | - | آواثاء:نزحمید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نازحم | - | - | آواثاء:نازحمید | - | |
ترجمه
مصدر تَکُنین «زَحِمْدَن (؟ مورد زحمتگرفتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «زحمدن»: To take the trouble of؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «زحمدن»: To go through the trouble of
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی آمویاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی
- مصدر فارسی آمویاءی تکنین
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی تکنین