جوزاندن
ظاهر
مصدر «جَوِزانْدَن» بهمعنی «مورد جایزیافتهشده قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی بهشکل رسمی دارای مجازکنندههایی (بخشنامه) بشود. این مصدر از «جوز + انـ [※ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشاندادن عامل انگیزی، استفاده میشود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبولیافته شدن قرار دادن)» و «أَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامشیافتهشده قرار دادن)»] + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «جَوِزانْدَن»
بنهای تصریفی «جَوِزانْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «جَوِزانْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «جَوِزانْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «جَوِزانْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «جَوِزان»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «جَوِزانْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «جَوِزانْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «جَوِزانْنِن»
فارسی
واژههای مرتبط با «جوزاندن»: جَوِزْدَن ([؟] مورد جایزیافتن قرار دادن)؛ اُجَوِزْدَن ([؟] مورد جایزگرفتن قرار دادن)؛ اِشْجَوِزْدَن ([؟] مورد مجازدیدن قرار دادن)؛ تَجَوِزْدَن ([؟] مورد جایزیافته قرار دادن)؛ اِشْجَوِزانْدَن ([؟] مورد مجازدیدهشده قرار دادن)؛ اِشْجَوِزْتانْدَن ([؟] مورد مجوزیافتهشده قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /جَوِزانْدَن/📥 ریشهشناسی: جوز + انـ [※ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشاندادن عامل انگیزی، استفاده میشود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبولیافته شدن قرار دادن)» و «أَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامشیافتهشده قرار دادن)»] + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «جوزاندن»: جَیِّزانْدَن ([؟] مورد اجازهیافتهشده قرار دادن)؛ قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبولیافته شدن قرار دادن) | متضاد «جوزاندن»: ربطاء:جوزاندن/ضد
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «جَوِزْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد جایزیافتهشده قرار دادن»]
عملواژه
- ️تلفظ: /جَوِزانْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «جوزاندن»: ▶ بن گذشته در گذشته «جوزاندن»: «جَوِزانْتِد»؛ بن گذشته «جوزاندن»: ↦«جَوِزانْد»↤؛ بن آینده در گذشته «جوزاندن»: «جَوِزانْتِن»⟼«جَوِزان» (بنکنون «جوزاندن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «جوزاندن»: «جَوِزانْنِت»؛ بن آینده «جوزاندن»: ↦«جَوِزانْن»؛ بن آینده در آینده «جوزاندن»: ↤«جَوِزانْنِن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «جَوِزْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد جایزیافتهشده قرار دادن»]
- مثال. شهرداری «قَرِراء ([؟] مقررکن (قرارداد)) پنج طبقه» را بَرای ([؟] برای؛ بهخاطر) مردم شهرک حکیمیه جَوِزانْد (؟ مورد جایزیافتهشده قرار داد).ترجمه: شهرداری «مقررات پنج طبقه» را برای مردم شهرک حکیمیه جوازسازی کرد.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «جَوِزانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بجوزان | - | - | آواثاء:بجوزانید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نجوزان | - | - | آواثاء:نجوزانید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناجوزان | - | - | آواثاء:ناجوزانید | - | |
ترجمه
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی انگیزی
- مصدر فارسی سببی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی انگیزی
- مصدر فارسی عملی سببی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی
- مصدر فارسی ناصریح سببی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی انگیزی سببی
- مصدر فارسی انگیزی کنادین
- مصدر فارسی انگیزی علنئا
- مصدر فارسی سببی کنادین
- مصدر فارسی سببی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی
- مصدر فارسی عملی انگیزی کنادین
- مصدر فارسی عملی انگیزی علنئا
- مصدر فارسی عملی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی سببی
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح سببی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح سببی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی انگیزی سببی علنئا
- مصدر فارسی انگیزی کنادین علنئا
- مصدر فارسی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی سببی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی انگیزی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی کنادین علنئا