پرش به محتوا

توضحدن

از واژسین

مصدر «تَوَضِحْدَن» به‌معنی «مورد توضیح‌گرفته قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن موضوعی با ارائه‌شدن مطلبی واضح‌تر بشود. این مصدر از «تـ [ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه است؛ مثل: «تَآرایْدَن ([؟] مورد آرایش‌یافته قرار دادن)» و «تَآرُمْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته قرار دادن)»] + ـوضحد» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «تَوَضِحْدَن»

بن‌های تصریفی «تَوَضِحْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «تَوَضِحِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَوَضِحْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «تَوَضِحِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَوَضِح»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «تَوَضِحِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَوَضِحْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «تَوَضِحِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: وَضِحْدَن ([؟] مورد توضیح‌گرفتن قرار دادن)؛ وَضِحانْدَن ([؟] مورد توضیح‌گرفته‌شده قرار دادن)

مصدر

  • 🗣تلفظ: /تَوَضِحْدَن/📥 ریشه‌شناسی: تـ [ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه است؛ مثل: «تَآرایْدَن ([؟] مورد آرایش‌یافته قرار دادن)» و «تَآرُمْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته قرار دادن)»] + ـوضحد
  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «وَضِحْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد توضیح‌گرفته قرار دادن»]
    🚀مثال. در تَوَضِحْدَن (؟ مورد توضیح‌گرفته قرار دادن) آن عَجِزْد ([؟] مورد ناتوانی‌گرفتن قرار داد).🌐ترجمه: در توضیح دادن آن عجز یافت.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /تَوَضِحْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «توضحدن»: بن گذشته در گذشته «توضحدن»: «تَوَضِحِتْد»؛ بن گذشته «توضحدن»: «تَوَضِحْد»؛ بن آینده در گذشته «توضحدن»: «تَوَضِحِتْن»«تَوَضِح» (بن‌کنون «توضحدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «توضحدن»: «تَوَضِحِنْت»؛ بن آینده «توضحدن»: «تَوَضِحْن»؛ بن آینده در آینده «توضحدن»: «تَوَضِحِنْن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «وَضِحْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد توضیح‌گرفته قرار دادن»]
    🚀مثال. عَبِرات ([؟] عبارت) هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) نیکانِه ([؟] به‌شکل نیک) تَوَضِحْد (؟ مورد توضیح‌گرفته قرار داد).🌐ترجمه: آن عبارت را خیلی خوب توضیح داد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «تَوَضِحْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:توضحتدم آواثاء:توضحتدی تَوَضِحِتْد آواثاء:توضحتدیم آواثاء:توضحتدید آواثاء:توضحتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:توضحدم آواثاء:توضحدی تَوَضِحْد آواثاء:توضحدیم آواثاء:توضحدید آواثاء:توضحدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:توضحتنم آواثاء:توضحتنی آواثاء:توضحتند آواثاء:توضحتنیم آواثاء:توضحتنید آواثاء:توضحتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:توضحم آواثاء:توضحی آواثاء:توضحَد آواثاء:توضحیم آواثاء:توضحید آواثاء:توضحند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:توضحنتم آواثاء:توضحنتی تَوَضِحِنْت آواثاء:توضحنتیم آواثاء:توضحنتید آواثاء:توضحنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:توضحنم آواثاء:توضحنی آواثاء:توضحنَد آواثاء:توضحنیم آواثاء:توضحنید آواثاء:توضحنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:توضحننم آواثاء:توضحننی آواثاء:توضحننَد آواثاء:توضحننیم آواثاء:توضحننید آواثاء:توضحننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَوَضِحْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بتوضح - - آواثاء:بتوضحید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نتوضح - - آواثاء:نتوضحید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناتوضح - - آواثاء:ناتوضحید -

ترجمه

مصدر تَکُنین «وَضِحْدَن (؟ مورد توضیح‌گرفتن قرار دادن)»
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «توضحدن»: To explain؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «توضحدن»: to clarify