پرش به محتوا

اسسدن

از واژسین
(تغییرمسیر از اسستن)

مصدر «اَسِسْدَن» به‌معنی «مورد پیاده‌سازی‌گرفتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فراثاء:اسسدن این مصدر از «اسسـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «اَسِسْدَن»

بن‌های تصریفی «اَسِسْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «اَسِسِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اَسِسْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «اَسِسِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اَسِس»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «اَسِسِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اَسِسْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «اَسِسِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: اَسِسانْدَن ([؟] مورد پیاده‌سازی‌گرفته‌شده قرار دادن)؛ تَاَسِسْدَن ([؟] مورد پیاده‌سازی‌گرفته قرار دادن)؛ فالَسِسْدَن ([؟] مورد لزوم پیاده‌سازی‌گرفتن در جایگاه ارجح‌تر قرار دادن)؛ فولَسِسْدَن ([؟] مورد لزوم پیاده‌سازی‌گرفتن در جایگاه کم‌ارجح‌تر قرار دادن)؛ فالَسِسانْدَن ([؟] مورد لزوم پیاده‌سازی‌گرفته‌شده در جایگاه ارجح‌تر قرار دادن)؛ فولَسِسانْدَن ([؟] مورد لزوم پیاده‌سازی‌گرفته‌شده در جایگاه کم‌ارجح‌تر قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «اسسدن». فرایند ایجْدَن ([؟] مورد ایجادیافتن قرار دادن) طَرِح ([؟] طرح) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد پیاده‌سازی‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. گاهی اَسِسْدَن (؟ مورد پیاده‌سازی‌گرفتن قرار دادن) عَمَلامِل‌ها ([؟] عامل‌های عمل‌کننده (متدها)) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) نوعِپال ([؟] کلاس) زمانبر ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: گاهی پیاده‌سازی گرفتن متدها توسط یک کلاس زمانبر است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /اَسِسْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اسسدن»: بن گذشته در گذشته «اسسدن»: «اَسِسِتْد»؛ بن گذشته «اسسدن»: «اَسِسْد»؛ بن آینده در گذشته «اسسدن»: «اَسِسِتْن»«اَسِس» (بن‌کنون «اسسدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «اسسدن»: «اَسِسِنْت»؛ بن آینده «اسسدن»: «اَسِسْن»؛ بن آینده در آینده «اسسدن»: «اَسِسِنْن»
  1. تعریف «اسسدن». طَرِح ([؟] طرح) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را ایجْدَن ([؟] مورد ایجادیافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد پیاده‌سازی‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. نوعِپال ([؟] کلاس) هه ([؟] مذکور؛ یادشده) این عَمَلامِل‌ها ([؟] عامل‌های عمل‌کننده (متدها)) را اَسِسْد (؟ مورد پیاده‌سازی‌گرفتن قرار داد).🌐ترجمه: آن کلاس این متدها را به پیاده‌سازی گرفت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجائی نافَرْجامی سادی «اَسِسْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:اسستدم آواثاء:اسستدی اَسِسِتْد آواثاء:اسستدیم آواثاء:اسستدید آواثاء:اسستدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] اَسِسْدَم آواثاء:اسسدی اَسِسْد آواثاء:اسسدیم آواثاء:اسسدید آواثاء:اسسدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:اسستنم آواثاء:اسستنی آواثاء:اسستند آواثاء:اسستنیم آواثاء:اسستنید آواثاء:اسستنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:اسسم آواثاء:اسسی آواثاء:اسسَد آواثاء:اسسیم آواثاء:اسسید آواثاء:اسسند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:اسسنتم آواثاء:اسسنتی اَسِسِنْت آواثاء:اسسنتیم آواثاء:اسسنتید آواثاء:اسسنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:اسسنم آواثاء:اسسنی آواثاء:اسسنَد آواثاء:اسسنیم آواثاء:اسسنید آواثاء:اسسنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:اسسننم آواثاء:اسسننی آواثاء:اسسننَد آواثاء:اسسننیم آواثاء:اسسننید آواثاء:اسسننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجائی فَرْمانی سادی «اَسِسْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:باسس - - آواثاء:باسسید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:ناسس - - آواثاء:ناسسید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نااسس - - آواثاء:نااسسید -

ترجمه

ایجْدَن (؟ مورد ایجادیافتن قرار دادن) طَرِح (؟ طرح) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «اسسدن»: To implement