اشنمواندن
ظاهر
مصدر «اِشْنَمِواندَن» بهمعنی «مورد نشانهدیدهشده قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی نشانداده بشود. این مصدر از «اشنمویـ + ـانـ [※ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشاندادن عامل انگیزی، استفاده میشود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبولیافته شدن قرار دادن)» و «أَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامشیافتهشده قرار دادن)»] + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «اِشْنَمِواندَن»
بنهای تصریفی «اِشْنَمِواندَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «اِشْنَمِوانْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اِشْنَمِواند»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «اِشْنَمِوانْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اِشْنَمِوان»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «اِشْنَمِوانْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اِشْنَمِوانْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «اِشْنَمِوانْنِن»
فارسی
واژههای مرتبط با «اشنمواندن»: نَمِوْدَن ([؟] مورد نشانییافتن قرار دادن)؛ اُنِمودَن ([؟] مورد نشاندهندهگرفتن قرار دادن)؛ نَمْوانْدَن ([؟] مورد نشانییافتهشده قرار دادن)؛ تَنَمِوْدَن ([؟] مورد نشانیگرفته قرار دادن)؛ اِشْنِمودَن ([؟] مورد نشانهدیدن قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /اِشْنَمِواندَن/📥 ریشهشناسی: اشنمویـ + ـانـ [※ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشاندادن عامل انگیزی، استفاده میشود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبولیافته شدن قرار دادن)» و «أَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامشیافتهشده قرار دادن)»] + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «اشنمواندن»: ربطاء:اشنمواندن/هر | متضاد «اشنمواندن»: ربطاء:اشنمواندن/ضد
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «اِشْنِمودَن»: [💬به زبان ساده: «مورد نشانهدیدهشده قرار دادن»]
عملواژه
- ️تلفظ: /اِشْنَمِواندَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اشنمواندن»: ▶ بن گذشته در گذشته «اشنمواندن»: «اِشْنَمِوانْتِد»؛ بن گذشته «اشنمواندن»: ↦«اِشْنَمِواند»↤؛ بن آینده در گذشته «اشنمواندن»: «اِشْنَمِوانْتِن»⟼«اِشْنَمِوان» (بنکنون «اشنمواندن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «اشنمواندن»: «اِشْنَمِوانْنِت»؛ بن آینده «اشنمواندن»: ↦«اِشْنَمِوانْن»؛ بن آینده در آینده «اشنمواندن»: ↤«اِشْنَمِوانْنِن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «اِشْنِمودَن»: [💬به زبان ساده: «مورد نشانهدیدهشده قرار دادن»]
- مثال. چگونگی بَهْرانْدَن ([؟] مورد بهرهیافتهشده قرار دادن) نرمافزار هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را بِعِل ([؟] به عاملیت (به عملکنندگی)) حسن اِشْنَمِواندَم (؟ مورد نشانهدیدهشده قرار دادم).ترجمه: چگونگی استفاده کردن از آن نرمافزار را به حسن نشان دادم.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «اِشْنَمِواندَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:باشنموان | - | - | آواثاء:باشنموانید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:ناشنموان | - | - | آواثاء:ناشنموانید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نااشنموان | - | - | آواثاء:نااشنموانید | - | |
ترجمه
مصدر اَنْگیزی «اِشْنِمودَن (؟ مورد نشانهدیدن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «اشنمواندن»: To display؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «اشنمواندن»: To show
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی انگیزی
- مصدر فارسی سببی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی انگیزی
- مصدر فارسی عملی سببی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی
- مصدر فارسی ناصریح سببی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی انگیزی سببی
- مصدر فارسی انگیزی کنادین
- مصدر فارسی انگیزی علنئا
- مصدر فارسی سببی کنادین
- مصدر فارسی سببی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی
- مصدر فارسی عملی انگیزی کنادین
- مصدر فارسی عملی انگیزی علنئا
- مصدر فارسی عملی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی سببی
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح سببی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح سببی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی انگیزی سببی علنئا
- مصدر فارسی انگیزی کنادین علنئا
- مصدر فارسی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی سببی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی انگیزی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی آمویاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی اشکنادین
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی اشکنانین