پرش به محتوا

دابدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۲۳ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۲۱ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «دَإبْدَن» به‌معنی «مورد خُلقیت‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» شکل یا حالت رفتاری «مفعول» بشود. این مصدر از «دابـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «دَإبْدَن»

بن‌های تصریفی «دَإبْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «دَإبْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «دَإبْدَ»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «دَإبْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «دإب»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «دَإبْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «دَإبْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «دَإبْنِن»

فارسی

🔖 واژه‌های مرتبط با «دابدن»: دَإبانْدَن ([؟] مورد خُلقیت‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُدابْدَن ([؟] مورد خُلقیت‌گرفتن قرار دادن)؛ اِشْدابْدَن ([؟] مورد خُلق‌دیدن قرار دادن)؛ اُؤِشْدابْدَن ([؟] مورد خُلق‌بین‌یافتن قرار دادن)؛ تَدابْدَن ([؟] مورد خُلقیت‌یافته قرار دادن)؛ اِشْدابانْدَن ([؟] مورد خُلق‌دیده‌شده قرار دادن)؛ اُؤِشْدابانْدَن ([؟] مورد رفتاردیده‌شده قرار دادن)؛ اِشْدابْتانْدَن ([؟] معناء:اشدابتاندن)

مصدر

  1. تعریف «دابدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) دإباء ([؟] خُلقیت‌یافته (رفتار؛ رفتاری که بروز یابد)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد خُلقیت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. دَإبْدَن (؟ مورد خُلقیت‌یافتن قرار دادن) گویاژ ([؟] گفته) علی باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) ناسزا خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) بَدْناک ([؟] بد؛ زشت؛ ناپسند) ئِد ([؟] بود (فعل ربط)).🌐ترجمه: رفتار یافتن ناسزاگونه گفته علی خیلی بد بود.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /دَإبْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «دابدن»: بن گذشته در گذشته «دابدن»: «دَإبْتِد»؛ بن گذشته «دابدن»: «دَإبْدَ»؛ بن آینده در گذشته «دابدن»: «دَإبْتِن»«دإب» (بن‌کنون «دابدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «دابدن»: «دَإبْنِت»؛ بن آینده «دابدن»: «دَإبْن»؛ بن آینده در آینده «دابدن»: «دَإبْنِن»
  1. تعریف «دابدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) دإباء ([؟] خُلقیت‌یافته (رفتار؛ رفتاری که بروز یابد)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد خُلقیت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. دیروز ناسزا، گویاژ ([؟] گفته) علی را دَإبْدَ (؟ مورد خُلقیت‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: گفته علی دیروز به‌شکل ناسزا رفتار یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «دَإبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:دابتدم آواثاء:دابتدی دَإبْتِد آواثاء:دابتدیم آواثاء:دابتدید آواثاء:دابتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:دابدم آواثاء:دابدی دَإبْدَ آواثاء:دابدیم آواثاء:دابدید آواثاء:دابدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:دابتنم آواثاء:دابتنی آواثاء:دابتند آواثاء:دابتنیم آواثاء:دابتنید آواثاء:دابتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:دابم آواثاء:دابی آواثاء:دابَد آواثاء:دابیم آواثاء:دابید آواثاء:دابند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:دابنتم آواثاء:دابنتی دَإبْنِت آواثاء:دابنتیم آواثاء:دابنتید آواثاء:دابنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:دابنم آواثاء:دابنی آواثاء:دابنَد آواثاء:دابنیم آواثاء:دابنید آواثاء:دابنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:دابننم آواثاء:دابننی آواثاء:دابننَد آواثاء:دابننیم آواثاء:دابننید آواثاء:دابننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «دَإبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بداب - - آواثاء:بدابید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نداب - - آواثاء:ندابید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناداب - - آواثاء:نادابید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) دإباء (؟ خُلقیت‌یافته (رفتار؛ رفتاری که بروز یابد)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)