پرش به محتوا

حدثدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۲۰ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۵۸ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «حَدِثْدَن» به‌معنی «مورد حادثیت‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» به‌حالت/به‌شکل «مفعول» به‌عنوان یک اتفاق درگیرکننده رخ بدهد. این مصدر از «حدثـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «حَدِثْدَن»

بن‌های تصریفی «حَدِثْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «حَدِثْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «حَدِثْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «حَدِثِتَن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «حَدِث»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «حَدِثْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «حَدِثْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «حَدِثْنِن»

فارسی

🔖 واژه‌های مرتبط با «حدثدن»: حَدِثانْدَن ([؟] مورد حادثیت‌یافته‌شده قرار دادن)؛ تَحَدِثْدَن ([؟] مورد حادثیت‌گرفته قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «حدثدن». فرایند بُروزْدَن ([؟] مورد بروزیت‌یافتن قرار دادن) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) حَدِثْماء ([؟] حادث‌شو (حادثه)):‌ [💬یا بعبارتی «مورد حادثیت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. حَدِثْدَن (؟ مورد حادثیت‌یافتن قرار دادن) گُرِسَنْدِگی ([؟] گرسنگی) پَسَز ([؟] پس از) زَمینلَرِزاء ([؟] لرزش زمین (زمین‌لرزه)) هَمار ([؟] معمول (همیشه)) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: حادث یافتن گرسنگی پس از زمین‌لرزه معمول است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /حَدِثْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «حدثدن»: بن گذشته در گذشته «حدثدن»: «حَدِثْتِد»؛ بن گذشته «حدثدن»: «حَدِثْد»؛ بن آینده در گذشته «حدثدن»: «حَدِثِتَن»«حَدِث» (بن‌کنون «حدثدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «حدثدن»: «حَدِثْنِت»؛ بن آینده «حدثدن»: «حَدِثْن»؛ بن آینده در آینده «حدثدن»: «حَدِثْنِن»
  1. تعریف «حدثدن». یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) حَدِثْماء ([؟] حادث‌شو (حادثه)) را بُروزْدَن ([؟] مورد بروزیت‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد حادثیت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. زَمینلَرِزاء ([؟] لرزش زمین (زمین‌لرزه)) هَماریاً ([؟] معمولا) گُرِسَنْدِگی ([؟] گرسنگی) را بِحَدِثَد (؟ مورد حادثیت‌گرفتن قرار بدهد).🌐ترجمه: زمین‌لرزه معمولا حادث گرسنگی می‌شود.
    🚀مثال. دیروز یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) زَمینلَرِزاء ([؟] لرزش زمین (زمین‌لرزه)) شَدّْناک ([؟] دارای شدت (شدید)) حَدِثْد (؟ مورد حادثیت‌گرفتن قرار داد).🌐ترجمه: دیروز یک زمین‌لرزه شدید حادث یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «حَدِثْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:حدثتدم آواثاء:حدثتدی حَدِثْتِد آواثاء:حدثتدیم آواثاء:حدثتدید آواثاء:حدثتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:حدثدم آواثاء:حدثدی حَدِثْد آواثاء:حدثدیم آواثاء:حدثدید آواثاء:حدثدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:حدثتنم آواثاء:حدثتنی آواثاء:حدثتند آواثاء:حدثتنیم آواثاء:حدثتنید آواثاء:حدثتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:حدثم آواثاء:حدثی آواثاء:حدثَد آواثاء:حدثیم آواثاء:حدثید آواثاء:حدثند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:حدثنتم آواثاء:حدثنتی حَدِثْنِت آواثاء:حدثنتیم آواثاء:حدثنتید آواثاء:حدثنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:حدثنم آواثاء:حدثنی آواثاء:حدثنَد آواثاء:حدثنیم آواثاء:حدثنید آواثاء:حدثنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:حدثننم آواثاء:حدثننی آواثاء:حدثننَد آواثاء:حدثننیم آواثاء:حدثننید آواثاء:حدثننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «حَدِثْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بحدث - - آواثاء:بحدثید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نحدث - - آواثاء:نحدثید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناحدث - - آواثاء:ناحدثید -

ترجمه

بُروزْدَن (؟ مورد بروزیت‌یافتن قرار دادن) حَدِثْماء (؟ حادث‌شو (حادثه))
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «حدثدن»: To occur