پرش به محتوا

حلدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۲۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۴۳ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغازدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «حَلّْدَن» به‌معنی «مورد حل‌شدن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن یک مسئله را به جزءهای مفهومی کوچکتر و ساده‌تر خرد کرده و پاسخ را بیابند. این مصدر از «حلـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «حَلّْدَن»

بن‌های تصریفی «حَلّْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «حَلِّتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «حَلّْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «حَلِّتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «حَلّ»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «حَلِّنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «حَلّْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «حَلِّنْن»

فارسی

مصدر

  1. تعریف «حلدن». فرایند یابْدَن ([؟] مورد پیدا‌شدن قرار دادن) روش پاسُخْدَن ([؟] مورد پاسخ‌داده شدن قرار دادن) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) سُئالْماء ([؟] سوال‌شو (مسئله)):‌ [💬یا بعبارتی «مورد حل‌شدن قرار دادن»]
    🚀مثال. برای کَسِبْدَن ([؟] مورد کسب‌شدن قرار دادن) نمره بیست، حَلّْدَن (؟ مورد حل‌شدن قرار دادن) همه سُئالْماءْها ([؟] سوال‌شوها (مسئله‌ها)) نیازْمائَد ([؟] نیاز است).🌐ترجمه: برای گرفتن نمره بیست، حل کردن همه مسئله‌ها لازم است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /حَلّْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «حلدن»: بن گذشته در گذشته «حلدن»: «حَلِّتْد»؛ بن گذشته «حلدن»: «حَلّْد»؛ بن آینده در گذشته «حلدن»: «حَلِّتْن»«حَلّ» (بن‌کنون «حلدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «حلدن»: «حَلِّنْت»؛ بن آینده «حلدن»: «حَلّْن»؛ بن آینده در آینده «حلدن»: «حَلِّنْن»
  1. تعریف «حلدن». روش پاسُخْدَن ([؟] مورد پاسخ‌داده شدن قرار دادن) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) سُئالْماء ([؟] سوال‌شو (مسئله)) را یابْدَن ([؟] مورد پیدا‌شدن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد حل‌شدن قرار دادن»]
    🚀مثال. برای کَسِبْدَن ([؟] مورد کسب‌شدن قرار دادن) نمره بیست، بایَد ([؟] باید) سُئالْماء ([؟] سوال‌شو (مسئله)) آخر را نیز بِحَلّْدَم (؟ مورد حل‌شدن قرار بدادم).🌐ترجمه: برای گرفتن نمره بیست، باید مسئله آخر را نیز حل می‌کردم.
عَمَلْواژه‌های اَنِجائی نافَرْجامی سادی «حَلّْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:حلتدم آواثاء:حلتدی حَلِّتْد آواثاء:حلتدیم آواثاء:حلتدید آواثاء:حلتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] حَلّْدَم آواثاء:حلدی حَلّْد آواثاء:حلدیم آواثاء:حلدید آواثاء:حلدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:حلتنم آواثاء:حلتنی آواثاء:حلتند آواثاء:حلتنیم آواثاء:حلتنید آواثاء:حلتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:حلم آواثاء:حلی آواثاء:حلَد آواثاء:حلیم آواثاء:حلید آواثاء:حلند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:حلنتم آواثاء:حلنتی حَلِّنْت آواثاء:حلنتیم آواثاء:حلنتید آواثاء:حلنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:حلنم آواثاء:حلنی آواثاء:حلنَد آواثاء:حلنیم آواثاء:حلنید حَلّْنَنْد
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:حلننم آواثاء:حلننی آواثاء:حلننَد آواثاء:حلننیم آواثاء:حلننید آواثاء:حلننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجائی فَرْمانی سادی «حَلّْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بحل - - آواثاء:بحلید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نحل - - آواثاء:نحلید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناحل - - آواثاء:ناحلید -

ترجمه

یابْدَن (؟ مورد پیدا‌شدن قرار دادن) پاسُخاژ (؟ پاسخ)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «حلدن»: To solve