اجراندن
ظاهر
مصدر «اِجْرانْدَن» بهمعنی «مورد اجرایشیافتهشده قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی به اجرا در آورده بشود. این مصدر از «اجر + انـ [※ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشاندادن عامل انگیزی، استفاده میشود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبولیافته شدن قرار دادن)» و «أَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامشیافتهشده قرار دادن)»] + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «اِجْرانْدَن»
بنهای تصریفی «اِجْرانْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «اِجْرانْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اِجْرانْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «اِجْرانْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اِجْران»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «اِجْرانْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اِجْرانْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «اِجْرانْنِن»
فارسی
همچنین ببین: اِجْریدَن ([؟] مورد اجرایشگرفتن قرار دادن)؛ تَاِجْریدَن ([؟] مورد اجرایشگرفته قرار دادن)؛ اِجْرارْدَنْ ([؟] توسط سیستم به اجرا در آوردن)
مصدر
- ️تلفظ: /اِجْرانْدَن/📥 ریشهشناسی: اجر + انـ [※ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشاندادن عامل انگیزی، استفاده میشود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبولیافته شدن قرار دادن)» و «أَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامشیافتهشده قرار دادن)»] + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «اِجْریدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد اجرایشیافتهشده قرار دادن»]
- مثال. با اِجْرانْدَن (؟ مورد اجرایشیافتهشده قرار دادن) دستور مُنِسْناک ([؟] دارای درخوریت (مناسب))، سیستمعامل اَت ([؟] تو) بِاَلانَد ([؟] معناء:بالانَد).ترجمه: با اجرا کردن دستور مناسب، سیستمعاملت به روز میشود.
عملواژه
- ️تلفظ: /اِجْرانْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اجراندن»: ▶ بن گذشته در گذشته «اجراندن»: «اِجْرانْتِد»؛ بن گذشته «اجراندن»: ↦«اِجْرانْد»↤؛ بن آینده در گذشته «اجراندن»: «اِجْرانْتِن»⟼«اِجْران» (بنکنون «اجراندن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «اجراندن»: «اِجْرانْنِت»؛ بن آینده «اجراندن»: ↦«اِجْرانْن»؛ بن آینده در آینده «اجراندن»: ↤«اِجْرانْنِن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «اِجْریدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد اجرایشیافتهشده قرار دادن»]
- مثال. برای تَاَلانْدَن ([؟] معناء:تالاندن) سیستمعامل اَت ([؟] تو)، دستور مُنِسْناک ([؟] دارای درخوریت (مناسب)) را بِاِجْران (؟ مورد اجرایشگرفتهشده قرار بده).ترجمه: برای بهروز کردن سیستمعاملت، دستور مناسب را اجرا کن.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «اِجْرانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | بِاِجْران | - | - | آواثاء:باجرانید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:ناجران | - | - | آواثاء:ناجرانید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نااجران | - | - | آواثاء:نااجرانید | - | |
ترجمه
مصدر اَنْگیزی «اِجْریدَن (؟ مورد اجرایشگرفتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «اجراندن»: To persuade
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی انگیزی
- مصدر فارسی عملی سببی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی
- مصدر فارسی عملی انگیزی کنادین
- مصدر فارسی عملی انگیزی علنئا
- مصدر فارسی عملی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی کنادین علنئا