پرتیدن
ظاهر
(تغییرمسیر از پرتابیدن)
مصدر «پَرْتیدَن» بهمعنی «مورد پرتیتگرفتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» توسط «مفعول» گیرنده چیزی که با نیروی اولیه در هوا حرکتکرده، بشود. این مصدر از «پرتـ + ـیدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «پَرْتیدَن»
بنهای تصریفی «پَرْتیدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «پَرْتییْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «پَرْتید»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «پَرْتییْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «پَرْت»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «پَرْتییْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «پَرْتین»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «پَرْتییْنِن»
فارسی
همچنین ببین: پَرْتانْدَن ([؟] مورد پرتیتگرفتهشده قرار دادن)؛ تَپَرْتیدَن ([؟] مورد پرتیتگرفته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /پَرْتیدَن/📥 ریشهشناسی: پرتـ + ـیدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖
- تعریف «پرتیدن». فرایند حَرِکْدَن ([؟] مورد تحرکیافتن قرار دادن) چیزی باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) هوا باسِل ([؟] بهوسیله؛ باکمک) نیرودَن ([؟] مورد نیروگرفتن قرار دادن) اولیه: [💬یا بعبارتی «مورد پرتیتگرفتن قرار دادن»]
عملواژه
- ️تلفظ: /پَرْتیدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «پرتیدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «پرتیدن»: «پَرْتییْتِد»؛ بن گذشته «پرتیدن»: ↦«پَرْتید»↤؛ بن آینده در گذشته «پرتیدن»: «پَرْتییْتِن»⟼«پَرْت» (بنکنون «پرتیدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «پرتیدن»: «پَرْتییْنِت»؛ بن آینده «پرتیدن»: ↦«پَرْتین»؛ بن آینده در آینده «پرتیدن»: ↤«پَرْتییْنِن»◀
- تعریف «پرتیدن». چیزی را باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) هوا باسِل ([؟] بهوسیله؛ باکمک) نیرودَن ([؟] مورد نیروگرفتن قرار دادن) اولیه حَرِکْدَن ([؟] مورد تحرکیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد پرتیتگرفتن قرار دادن»]
- مثال. مکان هه ([؟] مذکور؛ یادشده) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) شیء نوک تیز را پَرْتید (؟ مورد پرتیتگرفتن قرار داد).ترجمه: آن مکان یک شیء نوک تیز را پرتابیافته گرفت.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «پَرْتیدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بپرت | - | - | آواثاء:بپرتید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نپرت | - | - | آواثاء:نپرتید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناپرت | - | - | آواثاء:ناپرتید | - | |
ترجمه
حَرِکْدَن (؟ مورد تحرکیافتن قرار دادن) چیزی باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) هوا
- ترجمه (معادل) انگلیسی «پرتیدن»: To be struck by a thrown object؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «پرتیدن»: To get hit by a thrown object
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا