عَبِرات ([؟] عبارت) «وارد کردن» معنی‌های زیر را دارائَد ([؟] دارا است):

  • ثَبانْدَن: مورد تثبیت‌یافته‌شده قرار دادن؛
    🗝️مثال. اسمش را در لیست وارد کرد.🔮معادل: اسم اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را در فِهْرِسْت ([؟] یک برگه شامل چند قلم یادداشت) ثَبانْد (؟ مورد تثبیت‌یافته‌شده قرار داد).
  • دَرِجانْدَن: مورد درجش‌گرفته‌شده قرار دادن؛
    🗝️مثال. نام‌کاربری و گذرواژه‌اش را نرم‌افزار وارد کرد.🔮معادل: نام‌کاربری و گذرواژه اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را دَرِجانْد (؟ مورد درجش‌گرفته‌شده قرار داد).
  • وُرویانْدَن: مورد ورودش‌گرفته‌شده قرار دادن؛
    🗝️مثال. کتاب‌های فلسفه‌اش را به اتاق مطالعه‌اش وارد کرد.🔮معادل: کَتِباءْهای ([؟] کتبیت‌یافته‌های (مطلب‌های)) فلسفه اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را بِعِل ([؟] به عاملیت (به عمل‌کنندگی)) طَلِعْگاه ([؟] اتاق مطالعه) اَش ([؟] مال آن؛ آن را) وُرویانْد (؟ مورد ورودش‌گرفته‌شده قرار داد).
  • اِسْوُرویانْدَن: مورد ملزم‌به‌ورودش‌گرفته‌شده قرار دادن؛
    🗝️مثال. کلی قطعه مرغوب کمیاب الکترونیک را به کشور وارد کردم.🔮معادل: بِسْیاری ([؟] تعداد زیادی) قطعه رَغِبْناک ([؟] دارای راغب‌کنندگی (مرغوب)) کمیاب الکترونیک را بِعِل ([؟] به عاملیت (به عمل‌کنندگی)) کشور اِسْوُرویانْدَم (؟ مورد ملزم‌به‌ورودش‌گرفته‌شده قرار دادم).
  • ماهِرانْدَن: مورد مهارت‌یافته‌شده قرار دادن؛
    🗝️مثال. علی حسن را، با کلی تمرین دادن، در برنامه‌نویسی وارد کرد.🔮معادل: علی حسن را با مَرِنانْدَن ([؟] مورد تمرین‌یافته‌شده قرار دادن) شَدّانِه ([؟] به‌شکل شدید)، در فَرْمِثانْدَن ([؟] مورد برنامه‌نویسی‌یافته‌شده قرار دادن) ماهِرانْد (؟ مورد مهارت‌یافته‌شده قرار داد).
  • دَرونانْدَن: مورد درون‌گرفته‌شده قرار دادن؛
    🗝️مثال. برای استفاده کردن از تابع sqrt، باید ماژول math را وارد کنی.🔮معادل: برای بَهِرانْدَن ([؟] مورد بهره‌یافته‌شده قرار دادن) تابع sqrt، بایَد ([؟] باید) سَقَلاء ([؟] مستقل‌کن (پودمان؛ ماژول)) math را بِدَرونانی (؟ مورد درون‌گرفته‌شده قرار بدهی).