پرش به محتوا

فراثدن

از واژسین

مصدر «فَراثْدَن» به‌معنی «مورد حاشیه‌نویسی قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن اطلاعاتی خارج از موضوع، ولی مرتبط و پیش‌برنده آن، ثبت بشود. این مصدر از «فرا + ثـ [※ میانوند «ـثـ» یک «مصدروند» به‌معنی «ثبت کردن» است؛ مثل «فَرْمِثْدَن ([؟] مورد برنامه‌نویسی‌یافتن قرار دادن)» و «نَحْوِثْدَن ([؟] مورد ثبت نحوه قرار دادن)»] + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «فَراثْدَن»

بن‌های تصریفی «فَراثْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «فَراثْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «فَراثْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «فَراثْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «فَراث»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [※ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «فَراثْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «فَراثْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [※ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «فَراثْنِن»

فایزنی

مصدر

  1. تعریف «فراثدن». فرایند تَثَبْدَن ([؟] مورد تثبیت‌یافته قرار دادن) اُطَلِعان‌های ([؟] مطلع‌کن‌ها (اطلاع‌ها)) فَرای ([؟] فرای؛ جلوی؛ بیرون) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) بَحِثْماء ([؟] بحث‌شو (مبحث)):‌ [💬یا بعبارتی «مورد حاشیه‌نویسی قرار دادن»]
    🚀مثال. برای فَراثْدَن ([؟] مورد حاشیه‌نویسی قرار دادن) نوع-داده بایَد ([؟] باید) اینگونِه ([؟] این گونه) بِعَمَلانی ([؟] مورد عملیت‌گرفته‌شده قرار بدهی).🌐ترجمه: برای حاشیه‌نویسی کردن نوع-داده باید این گونه عمل کنی.

عملواژه

  • ️🗣تلفظ: /فَراثْدَن/📥 ⇯بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «فراثدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «فراثدن»: «فَراثْتِد»؛ بن گذشته «فراثدن»: ↦«فَراثْد»↤؛ بن آینده در گذشته «فراثدن»: «فَراثْتِن»⟼«فَراث» (بن‌کنون «فراثدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «فراثدن»: «فَراثْنِت»؛ بن آینده «فراثدن»: ↦«فَراثْن»؛ بن آینده در آینده «فراثدن»: ↤«فَراثْنِن»◀
  1. تعریف «فراثدن». اُطَلِعان‌های ([؟] مطلع‌کن‌ها (اطلاع‌ها)) فَرای ([؟] فرای؛ جلوی؛ بیرون) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) بَحِثْماء ([؟] بحث‌شو (مبحث)) را تَثَبْدَن ([؟] مورد تثبیت‌یافته قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد حاشیه‌نویسی قرار دادن»]
    🚀مثال. نوع-داده پارامترهای تابع هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را فَراثْدَم (؟ مورد حاشیه‌نویسی قرار دادم).🌐ترجمه: نوع-داده پارامترهای آن تابع را حاشیه‌نویسی کردم.
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی نافَرْجامی سادی «فَراثْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] فَراثِتْدَم فَراثِتْدی فَراثْتِد فَراثِتْدیم فَراثِتْدید فَراثِتْدَنْد
گُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] فَراثْدَم فَراثْدی فَراثْد فَراثْدیم فَراثْدید فَراثْدَنْد
پَسْگُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] فَراثِتْنَم فَراثِتْنی فَراثِتْنَد فَراثِتْنیم فَراثِتْنید فَراثِتْنَنْد
حال کُنون [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] فَراثَم فَراثی فَراثَد فَراثیم فَراثید فَراثَنْد
بعد پیشْآیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] فَراثِنْتَم فَراثِنْتی فَراثْنِت فَراثِنْتیم فَراثِنْتید فَراثِنْتَنْد
آیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] فَراثْنَم فَراثْنی فَراثْنَد فَراثْنیم فَراثْنید فَراثْنَنْد
پَسْآیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] فَراثِنْنَم فَراثِنْنی فَراثِنْنَد فَراثِنْنیم فَراثِنْنید فَراثِنْنَنْد
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی فَرْمانی سادی «فَراثْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - بِفَراث - - بِفَراثید -
طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - نَفَراث - - نَفَراثید -
حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - نافَراث - - نافَراثید -

ترجمه

تَثَبْدَن (؟ مورد تثبیت‌یافته قرار دادن) فَرابَحِثْماء (؟ فرای بحث‌شو (فرا مبحث))
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «فراثدن»: To annotate