مصدر «عَطِیْدَن» به‌معنی «مورد اعطایافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» به‌عنوان اختیاردهندگی یا مالکیت‌دهندگی «مفعول» گرفته بشود. این مصدر از «عطـ + ـیدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «عَطِیْدَن»

بن‌های تصریفی «عَطِیْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «عَطِیْتِْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «عَطِیْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «عَطِیْتِْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «عَط»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «عَطِیْنِْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «عَطِیْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «عَطِیْنِْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: عَطِیانْدَن ([؟] مورد اعطایافته‌شده قرار دادن)؛ اُعَطِیْدَن ([؟] مورد اعطاگرفتن قرار دادن)؛ اِشْعَطِیْدَن ([؟] مورد اعطایی‌دیدن قرار دادن)؛ تَعَطِیْدَن ([؟] مورد اعطایافته قرار دادن)؛ اِشْعَطِیانْدَن ([؟] مورد اعطایی‌دیده‌شده قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «عطیدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) عَطاء ([؟] اعطایافته (اعطازا)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد اعطایافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. بَرای ([؟] برای؛ به‌خاطر) عَطِیْدَن (؟ مورد اعطایافتن قرار دادن) جَوِزاء ([؟] جوازیافته (اجازه رسمی)) کَرِنانْدَن ([؟] مورد خریدیافته‌شده قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) اِمْضاء ([؟] امضاءیافته (امضاء))، خودکار اُخاهْدَ ([؟] مورد خواسته‌گرفتن قرار داد).🌐ترجمه: برای اعطا یافتن امضاء برای مجوز خرید، خودکار خواست.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /عَطِیْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «عطیدن»: بن گذشته در گذشته «عطیدن»: «عَطِیْتِْد»؛ بن گذشته «عطیدن»: «عَطِیْد»؛ بن آینده در گذشته «عطیدن»: «عَطِیْتِْن»«عَط» (بن‌کنون «عطیدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «عطیدن»: «عَطِیْنِْت»؛ بن آینده «عطیدن»: «عَطِیْن»؛ بن آینده در آینده «عطیدن»: «عَطِیْنِْن»
  1. تعریف «عطیدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) عَطاء ([؟] اعطایافته (اعطازا)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد اعطایافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. این اِمْضاء ([؟] امضاءیافته (امضاء)) هون ([؟] آن؛ مذکور؛ یادشده (حرف تعریف معرفه)) جَوِزاء ([؟] جوازیافته (اجازه رسمی)) کَرِنانْدَن ([؟] مورد خریدیافته‌شده قرار دادن) پُوشاک ([؟] معناء:پوشاک) را عَطِیْد (؟ مورد اعطایافتن قرار داد).🌐ترجمه: این امضاء به آن اجازه خریدن پوشاک اعطا یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «عَطِیْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:عطیتدم آواثاء:عطیتدی عَطِیْتِْد آواثاء:عطیتدیم آواثاء:عطیتدید آواثاء:عطیتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:عطیدم آواثاء:عطیدی عَطِیْد آواثاء:عطیدیم آواثاء:عطیدید آواثاء:عطیدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:عطیتنم آواثاء:عطیتنی آواثاء:عطیتند آواثاء:عطیتنیم آواثاء:عطیتنید آواثاء:عطیتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:عطم آواثاء:عطی آواثاء:عطد آواثاء:عطیم آواثاء:عطیٓد آواثاء:عطند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:عطینتم آواثاء:عطینتی عَطِیْنِْت آواثاء:عطینتیم آواثاء:عطینتید آواثاء:عطینتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:عطینم آواثاء:عطینی آواثاء:عطیند آواثاء:عطینیم آواثاء:عطینید آواثاء:عطینند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:عطیننم آواثاء:عطیننی آواثاء:عطینند آواثاء:عطیننیم آواثاء:عطیننید آواثاء:عطیننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «عَطِیْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بعط - - آواثاء:بعطید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نعط - - آواثاء:نعطید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناعط - - آواثاء:ناعطید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) عَطاء (؟ اعطایافته (اعطازا)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)