رژندن
ظاهر
مصدر «رَژِنْدَن» بهمعنی «مورد رنگولعابیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» دهنده رنگ و لعاب به «مفعول» بهعنوان آرایش بشود. این مصدر از «رژنـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «رَژِنْدَن»
بنهای تصریفی «رَژِنْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «رَژِنْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «رَژِنْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «رَژِنْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «رَژِن»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «رَژِنْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «رُژْنِن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «رَژِنْنِن»
فارسی
همچنین ببین: رَژِنانْدَن ([؟] مورد رنگولعابیافتهشده قرار دادن)؛ اُرَژِنْدَن ([؟] مورد رنگولعابگرفتن قرار دادن)؛ تَرَژِنْدَن ([؟] مورد رنگولعابیافته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /رَژِنْدَن/📥 ریشهشناسی: رژنـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همخانواده «رژندن»: أَرِسْدَن ([؟] مورد آرایستگییافتن قرار دادن)؛ أَرِیْدَن ([؟] مورد آرایشیافتن قرار دادن)؛ چِهْرایْدَن ([؟] مورد گریمیافتن قرار دادن)؛ وَرِیْدَن ([؟] مورد ویرایشیافتن قرار دادن) | متضاد «رژندن»: ربطاء:رژندن/ضد
- تعریف «رژندن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) رَژِناء ([؟] رنگولعابیافته (رنگولعاب)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد رنگولعابیافتن قرار دادن»]
- مثال. برای رَژِنْدَن (؟ مورد رنگولعابیافتن قرار دادن) دوست اَت ([؟] تو)، بایَد ([؟] باید) موی اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را بِکوتَهانی ([؟] مورد کمطولیتیافتهشده قرار بدهی).ترجمه: برای آرایش یافتن دوستت، باید مویش را کوتاه کنی.
عملواژه
- ️تلفظ: /رَژِنْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «رژندن»: ▶ بن گذشته در گذشته «رژندن»: «رَژِنْتِد»؛ بن گذشته «رژندن»: ↦«رَژِنْد»↤؛ بن آینده در گذشته «رژندن»: «رَژِنْتِن»⟼«رَژِن» (بنکنون «رژندن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «رژندن»: «رَژِنْنِت»؛ بن آینده «رژندن»: ↦«رُژْنِن»؛ بن آینده در آینده «رژندن»: ↤«رَژِنْنِن»◀
- تعریف «رژندن». باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) رَژِناء ([؟] رنگولعابیافته (رنگولعاب)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد رنگولعابیافتن قرار دادن»]
- مثال. این چهره، علی را پارسال میرَژِنْد (؟ مورد رنگولعابیافتن قرار میداد).ترجمه: علی پارسال با این چهره آرایش مییافت.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «رَژِنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:برژن | - | - | آواثاء:برژنید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نرژن | - | - | آواثاء:نرژنید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نارژن | - | - | آواثاء:نارژنید | - | |
ترجمه
دَهِیْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) رَژِناء (؟ رنگولعابیافته (رنگولعاب)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «رژندن»: To be adorned؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «رژندن»: To be embellished
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا