عَبِرات ([؟] عبارت) «آرایش کردن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- أَرِیانْدَن:❖ مورد آرایشیافتهشده قرار دادن؛
- 🗝️مثال. باید همه درختهای باغ را آرایش کنیم.🔮معادل: بایَد ([؟] باید) همه درختهای باغ را بِأَرِیانیم (؟ مورد آرایشیافتهشده قرار بدهیم).
- أَرِسانْدَن:❖ مورد آرایستگییافتهشده قرار دادن؛
- 🗝️مثال. باید یکم سر و وضعت را آرایش کنی.🔮معادل: بایَد ([؟] باید) یِتاً ([؟] بهحالت کممیزان (کمی؛ اندکی)) وَضِعوت ([؟] میزان وضعگیرندگی (وضع)) اَت ([؟] تو) را بِأَرِسانی (؟ مورد آرایستگییافتهشده قرار بدهی).
- وَرِیانْدَن:❖ مورد ویرایشیافتهشده قرار دادن؛
- 🗝️مثال. باید کمی متنت را آرایش کنی.🔮معادل: بایَد ([؟] باید) یِتاً ([؟] بهحالت کممیزان (کمی؛ اندکی)) مَتِناء ([؟] نوشتارکن (متن)) اَت ([؟] تو) را بِوَرِیانی (؟ مورد ویرایشیافتهشده قرار بدهی).
- رَژِنانْدَن:❖ مورد رنگولعابیافتهشده قرار دادن؛
- 🗝️مثال. آن داماد دیروز خیلی خوب چهرهاش را آرایش کرده بود.🔮معادل: داماد هه ([؟] مذکور؛ یادشده) دیروز خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) خوبانِه ([؟] بهشکل خوب) چهره اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را رَژِنانْدِه ئِد (؟ مورد رنگولعابیافتهشده قرار داده بود).
- چِهْرایانْدَن:❖ مورد گریمیافتهشده قرار دادن؛
- 🗝️مثال. چهره آن بچه را بهشکل هیولا آرایش کردم.🔮معادل: بچه هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را بِعِل ([؟] به عاملیت (به عملکنندگی)) شَکِلاء ([؟] شکلدهنده (شکلزا)) هیولا چِهْرایانْدَم (؟ مورد گریمیافتهشده قرار دادم).
- اُچِهْرایْدَن:❖ مورد گریمگرفتن قرار دادن؛
- 🗝️مثال. آن بچه بهشکل هیولا آرایش کرده بود.🔮معادل: بچه هه ([؟] مذکور؛ یادشده) شَکِلاء ([؟] شکلدهنده (شکلزا)) هیولا را اُچِهْرایْدِه ئِد (؟ مورد گریمگرفتن قرار داده بود).