پرش به محتوا

وجهدن

از واژسین

مصدر «وَجِهْدَن» به‌معنی «مورد توجه‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» مشخص‌شده‌ای ازطریق توجه به «مفعول» بشود. این مصدر از «وجهـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «وَجِهْدَن»

بن‌های تصریفی «وَجِهْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «وَجِهْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «وَجِهْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «وَجِهْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «وَجِه»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «وَجِهْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «وَجِهْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «وَجِهْنِن»

فارسی

🕸️ شبکه عامل-مبنا «وجهدن»: 👈 مصدر پایه «وجهدن»: 👉 دوگان «وجهدن»: وَجْهودَن ([؟] معناء:وجهودن) | مصدر عامل-محور «وجهدن»: وَجْهادَن ([؟] معناء:وجهادن) دوگان عامل-محور «وجهدن»: وَجْهِنْدَن ([؟] معناء:وجهندن) | ⌘‬ مصدر انگیزی «وجهدن»: وَجْهانْدَن ([؟] مورد توجه‌یافته‌شده قرار دادن) دوگان انگیزی «وجهدن»: وَجْهونْدَن ([؟] معناء:وجهوندن) | مصدر شورانی «وجهدن»: وَجِهْتانْدَن ([؟] معناء:وجهتاندن) دوگان شورانی «وجهدن»: وَجِهْتونْدَن ([؟] معناء:وجهتوندن) | مصدر مجابی «وجهدن»: وَجِهْبانْدَن ([؟] معناء:وجهباندن) دوگان مجابی «وجهدن»: وَجِهْبونْدَن ([؟] معناء:وجهبوندن)
🧊 مصدرهای اثر-مفعول‌نما «وجهدن»: وَجْهُدَن ([؟] معناء:وجهُدن)؛ وَجْهِدَن ([؟] معناء:وجهِدن) | 🪸 مصدرهای عاملیت‌نما «وجهدن»: وَجْهِزْدَن ([؟] معناء:وجهزدن)؛ وَجْهِرْدَن ([؟] معناء:وجهردن)؛ وَجْهِژْدَن ([؟] معناء:وجهژدن)

مصدر

  1. تعریف «وجهدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) وَجْهاء ([؟] توجه‌یافته (آنچه از توجه دانسته شود)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد توجه‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. وَجِهْدَن (؟ مورد توجه‌یافتن قرار دادن) صَرِفْدِگی ([؟] معناء:صرفدگی) تُدَک ([؟] حافظه مستقیم (رم)) لَزِمْمائَد ([؟] لازم است).🌐ترجمه: به توجه در آمدن مصرف حافظه لازم است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /وَجِهْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «وجهدن»: بن گذشته در گذشته «وجهدن»: «وَجِهْتِد»؛ بن گذشته «وجهدن»: «وَجِهْد»؛ بن آینده در گذشته «وجهدن»: «وَجِهْتِن»«وَجِه» (بن‌کنون «وجهدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «وجهدن»: «وَجِهْنِت»؛ بن آینده «وجهدن»: «وَجِهْن»؛ بن آینده در آینده «وجهدن»: «وَجِهْنِن»
  1. تعریف «وجهدن». بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) وَجْهاء ([؟] توجه‌یافته (آنچه از توجه دانسته شود)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد توجه‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. نشت حافظه، صَرِفْدِگی ([؟] معناء:صرفدگی) تُدَک ([؟] حافظه مستقیم (رم)) را وَجِهْد (؟ مورد توجه‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: نشت حافظه، به توجه به مصرف حافظه در آمد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «وَجِهْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:وجهتدم آواثاء:وجهتدی وَجِهْتِد آواثاء:وجهتدیم آواثاء:وجهتدید آواثاء:وجهتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] وَجِهْدَم آواثاء:وجهدی وَجِهْد آواثاء:وجهدیم آواثاء:وجهدید وَجِهْدَنْد
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:وجهتنم آواثاء:وجهتنی آواثاء:وجهتند آواثاء:وجهتنیم آواثاء:وجهتنید آواثاء:وجهتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:وجهم آواثاء:وجهی آواثاء:وجهَد آواثاء:وجهیم آواثاء:وجهید آواثاء:وجهند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:وجهنتم آواثاء:وجهنتی وَجِهْنِت آواثاء:وجهنتیم آواثاء:وجهنتید آواثاء:وجهنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:وجهنم آواثاء:وجهنی آواثاء:وجهنَد آواثاء:وجهنیم آواثاء:وجهنید آواثاء:وجهنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:وجهننم آواثاء:وجهننی آواثاء:وجهننَد آواثاء:وجهننیم آواثاء:وجهننید آواثاء:وجهننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «وَجِهْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - بِوَجِه - - آواثاء:بوجهید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نوجه - - آواثاء:نوجهید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناوجه - - ناوَجِهید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) وَجْهاء (؟ توجه‌یافته (آنچه از توجه دانسته شود)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)

🔖 واژه‌های مرتبط با «وجهدن»: تَوَجِهْدَن ([؟] مورد توجه‌گرفته قرار دادن)