پرش به محتوا

مکندن

از واژسین
(تغییرمسیر از مکنیدن)

مصدر «مَکِنْدَن» به‌معنی «مورد امکان‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» از امکانات «مفعول» بشود. این مصدر از «مکنـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «مَکِنْدَن»

بن‌های تصریفی «مَکِنْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «مَکِنِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «مَکِنْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «مَکِنِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «مَکِن»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «مَکِنِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «مَکِنْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «مُکِنِنْن»

فارسی

مصدر

  1. تعریف «مکندن». فرایند کَسِبْدَن ([؟] مورد کسبیت‌یافتن قرار دادن) لَزِمّاءْها ([؟] لازم‌شوها) یا تَوانایی‌های ([؟] توانایی‌های (توانمندی‌های)) اَنِجْدَن ([؟] مورد انجام‌شدگی‌گرفتن قرار دادن) کار هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد امکان‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. برای مَکِنْدَن (؟ مورد امکان‌یافتن قرار دادن) دَرِسْدَن ([؟] مورد تحصیل‌علم‌گرفتن قرار دادن) رشته ریاضی، بایَد ([؟] باید) میانْگین ([؟] معدل؛ میانگین) بالایی بِکَسْبی ([؟] مورد کسبیت‌گرفتن قرار بدهی).🌐ترجمه: برای امکان یافتن تحصیل رشته ریاضی، باید معدل بالایی کسب کنی.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /مَکِنْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «مکندن»: بن گذشته در گذشته «مکندن»: «مَکِنِتْد»؛ بن گذشته «مکندن»: «مَکِنْد»؛ بن آینده در گذشته «مکندن»: «مَکِنِتْن»«مَکِن» (بن‌کنون «مکندن»)، ؛ بن گذشته در آینده «مکندن»: «مَکِنِنْت»؛ بن آینده «مکندن»: «مَکِنْن»؛ بن آینده در آینده «مکندن»: «مُکِنِنْن»
  1. تعریف «مکندن». لَزِمّاءْها ([؟] لازم‌شوها) یا تَوانایی‌های ([؟] توانایی‌های (توانمندی‌های)) اَنِجْدَن ([؟] مورد انجام‌شدگی‌گرفتن قرار دادن) کار هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را کَسِبْدَن ([؟] مورد کسبیت‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد امکان‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. با کَسِبْدَن ([؟] مورد کسبیت‌یافتن قرار دادن) میانْگین ([؟] معدل؛ میانگین) بالا، دَرِسْدَن ([؟] مورد تحصیل‌علم‌گرفتن قرار دادن) رشته ریاضی را مَکِنْدَم (؟ مورد امکان‌یافتن قرار دادم).🌐ترجمه: با کسب کردن معدل بالا، تحصیل کردن در رشته ریاضی را امکان یافتم.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «مَکِنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:مکنتدم آواثاء:مکنتدی مَکِنِتْد آواثاء:مکنتدیم آواثاء:مکنتدید آواثاء:مکنتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] مَکِنْدَم آواثاء:مکندی مَکِنْد آواثاء:مکندیم آواثاء:مکندید آواثاء:مکندند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:مکنتنم آواثاء:مکنتنی آواثاء:مکنتند آواثاء:مکنتنیم آواثاء:مکنتنید آواثاء:مکنتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:مکنم آواثاء:مکنی مَکِنَد آواثاء:مکنیم آواثاء:مکنید آواثاء:مکنند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:مکننتم آواثاء:مکننتی مَکِنِنْت آواثاء:مکننتیم آواثاء:مکننتید آواثاء:مکننتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:مکننم آواثاء:مکننی آواثاء:مکننَد آواثاء:مکننیم آواثاء:مکننید آواثاء:مکننند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:مکنننم آواثاء:مکنننی آواثاء:مکنننَد آواثاء:مکنننیم آواثاء:مکنننید آواثاء:مکنننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «مَکِنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بمکن - - آواثاء:بمکنید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نمکن - - آواثاء:نمکنید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نامکن - - آواثاء:نامکنید -

ترجمه

کَسِبْدَن (؟ مورد کسبیت‌یافتن قرار دادن) لَزِمّاءْها (؟ لازم‌شوها) یا تَوانایی‌ها (؟ توانایی‌ها (توانمندی‌ها))
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «مکندن»: To enable؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «مکندن»: To make possible