عفودن
ظاهر
مصدر «عَفِوْدَن» بهمعنی «مورد عفویتیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» در برابر عفویافتگی «مفعول» قرار گرفته بشود. این مصدر از «عفو + دن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «عَفِوْدَن»
بنهای تصریفی «عَفِوْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «عَفِوِتْد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «عَفِوْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «عَفِوِتْن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «عَفِو»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «عَفِوِنْت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «عَفِوْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «عَفِوِنْن»
فارسی
همچنین ببین: عَفِوانْدَن ([؟] مورد عفویتیافتهشده قرار دادن)؛ اُعَفِوْدَن ([؟] مورد عفویتگرفتن قرار دادن)؛ تَعَفِوْدَن ([؟] مورد عفویتیافته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /عَفِوْدَن/📥 ریشهشناسی: عفو + دن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «عفودن»: ربطاء:عفودن/هر | متضاد «عفودن»: ربطاء:عفودن/ضد
- تعریف «عفودن». فرایند دِهْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) عَفِواء ([؟] عفویتیافته (مقابل آنچه عفو شده)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد عفویتیافتن قرار دادن»]
- مثال. عَفِوْدَن (؟ مورد عفویتیافتن قرار دادن) داباء ([؟] خُلقیتیافته (رفتار؛ رفتاری که بروز یابد)) بَدْناک ([؟] بد؛ زشت؛ ناپسند) باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) داباء ([؟] خُلقیتیافته (رفتار؛ رفتاری که بروز یابد)) نیکناک ([؟] دارای نیکیت (نیک؛ خوب)) خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) خوبْناک ([؟] دارای خوبیت (خوب)) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).ترجمه: عفوشدگی یافتن رفتار بد با رفتار نیک خیلی خوب است.
عملواژه
- ️تلفظ: /عَفِوْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «عفودن»: ▶ بن گذشته در گذشته «عفودن»: «عَفِوِتْد»؛ بن گذشته «عفودن»: ↦«عَفِوْد»↤؛ بن آینده در گذشته «عفودن»: «عَفِوِتْن»⟼«عَفِو» (بنکنون «عفودن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «عفودن»: «عَفِوِنْت»؛ بن آینده «عفودن»: ↦«عَفِوْن»؛ بن آینده در آینده «عفودن»: ↤«عَفِوِنْن»◀
- تعریف «عفودن». باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) عَفِواء ([؟] عفویتیافته (مقابل آنچه عفو شده)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دِهْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد عفویتیافتن قرار دادن»]
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «عَفِوْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بعفو | - | - | آواثاء:بعفوید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نعفو | - | - | آواثاء:نعفوید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناعفو | - | - | آواثاء:ناعفوید | - | |
ترجمه
دِهْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) عَفِواء (؟ عفویتیافته (مقابل آنچه عفو شده)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «عفودن»: To be pardoned
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا