پرش به محتوا

سهلدن

از واژسین

مصدر «سَهِلْدَن» به‌معنی «مورد سهولت‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» سهل‌یافته (کاهش‌دیده در دشواری یا سختی) «مفعول» بشود. این مصدر از «سهلـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «سَهِلْدَن»

بن‌های تصریفی «سَهِلْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «سَهِلْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «سَهِلْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «سَهِلْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «سَهِل»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «سَهِلْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «سَهِلْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «سَهِلْنِن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: سَهِلانْدَن ([؟] مورد سهولت‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُسَهِلْدَن ([؟] مورد سهولت‌گرفتن قرار دادن)؛ تَسَهِلْدَن ([؟] مورد سهولت‌یافته قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «سهلدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) سَهِلاء ([؟] سهولت‌یافته (سهل)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد سهولت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. سَهِلْدَن (؟ مورد سهولت‌یافتن قرار دادن) مشق اَم ([؟] من/خودم) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) این خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) خوبْناک ([؟] دارای خوبیت (خوب)) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: آسان یافتن مشقم به‌مانند این خیلی خوب است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /سَهِلْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «سهلدن»: بن گذشته در گذشته «سهلدن»: «سَهِلْتِد»؛ بن گذشته «سهلدن»: «سَهِلْد»؛ بن آینده در گذشته «سهلدن»: «سَهِلْتِن»«سَهِل» (بن‌کنون «سهلدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «سهلدن»: «سَهِلْنِت»؛ بن آینده «سهلدن»: «سَهِلْن»؛ بن آینده در آینده «سهلدن»: «سَهِلْنِن»
  1. تعریف «سهلدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) سَهِلاء ([؟] سهولت‌یافته (سهل)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد سهولت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. این مَرِناءْها ([؟] تمرین‌یافته‌ها (تمرین‌ها))، مشق اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را سَهِلْد (؟ مورد سهولت‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: مشقش به‌مثابه این تمرین‌ها آسان یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «سَهِلْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:سهلتدم آواثاء:سهلتدی سَهِلْتِد آواثاء:سهلتدیم آواثاء:سهلتدید آواثاء:سهلتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:سهلدم آواثاء:سهلدی سَهِلْد آواثاء:سهلدیم آواثاء:سهلدید آواثاء:سهلدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:سهلتنم آواثاء:سهلتنی آواثاء:سهلتند آواثاء:سهلتنیم آواثاء:سهلتنید آواثاء:سهلتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:سهلم آواثاء:سهلی آواثاء:سهلَد آواثاء:سهلیم آواثاء:سهلید آواثاء:سهلند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:سهلنتم آواثاء:سهلنتی سَهِلْنِت آواثاء:سهلنتیم آواثاء:سهلنتید آواثاء:سهلنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:سهلنم آواثاء:سهلنی آواثاء:سهلنَد آواثاء:سهلنیم آواثاء:سهلنید آواثاء:سهلنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:سهلننم آواثاء:سهلننی آواثاء:سهلننَد آواثاء:سهلننیم آواثاء:سهلننید آواثاء:سهلننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «سَهِلْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بسهل - - آواثاء:بسهلید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نسهل - - آواثاء:نسهلید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناسهل - - آواثاء:ناسهلید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) سَهِلاء (؟ سهولت‌یافته (سهل)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)