پرش به محتوا

درجدن

از واژسین

مصدر «دَرِجْدَن» به‌معنی «مورد درجش‌گرفتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» جای‌دهنده «مفعول» در موضع یا مکانی از محدوده یا حوزه خود بشود. این مصدر از «درجـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «دَرِجْدَن»

بن‌های تصریفی «دَرِجْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «دَرِجْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «دَرِجْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «دَرِجْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «دَرِج»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «دَرِجْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «دَرِجْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «دَرِجْنِن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: دَرِجانْدَن ([؟] مورد درجش‌گرفته‌شده قرار دادن)؛ اُدَرِجْدَن ([؟] مورد درجش‌یافتن قرار دادن)؛ تَدَرِجْدَن ([؟] مورد درجش‌گرفته قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «درجدن». فرایند دَرونْدَن ([؟] مورد درون‌گرفتن قرار دادن) در وَضِعْماء ([؟] موضع؛ وضعیت) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد درجش‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. دَرِجْدَن (؟ مورد درجش‌گرفتن قرار دادن) این مَتِناء ([؟] نوشتارکن (متن)) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) فایل هه ([؟] مذکور؛ یادشده) خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) خوبْناک ([؟] دارای خوبیت (خوب)) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: درجش گرفتن این متن توسط آن فایل خیلی خوب است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /دَرِجْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «درجدن»: بن گذشته در گذشته «درجدن»: «دَرِجْتِد»؛ بن گذشته «درجدن»: «دَرِجْد»؛ بن آینده در گذشته «درجدن»: «دَرِجْتِن»«دَرِج» (بن‌کنون «درجدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «درجدن»: «دَرِجْنِت»؛ بن آینده «درجدن»: «دَرِجْن»؛ بن آینده در آینده «درجدن»: «دَرِجْنِن»
  1. تعریف «درجدن». در وَضِعْماء ([؟] موضع؛ وضعیت) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَرونْدَن ([؟] مورد درون‌گرفتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد درجش‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. فایل هه ([؟] مذکور؛ یادشده) این مَتِناء ([؟] نوشتارکن (متن)) را دَرِجْدِه ئَد (؟ مورد درجش‌گرفتن قرار داده است).🌐ترجمه: آن فایل این متن را به درجش گرفته است.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «دَرِجْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:درجتدم آواثاء:درجتدی دَرِجْتِد آواثاء:درجتدیم آواثاء:درجتدید آواثاء:درجتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:درجدم آواثاء:درجدی دَرِجْد آواثاء:درجدیم آواثاء:درجدید آواثاء:درجدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:درجتنم آواثاء:درجتنی آواثاء:درجتند آواثاء:درجتنیم آواثاء:درجتنید آواثاء:درجتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:درجم آواثاء:درجی آواثاء:درجَد آواثاء:درجیم آواثاء:درجید آواثاء:درجند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:درجنتم آواثاء:درجنتی دَرِجْنِت آواثاء:درجنتیم آواثاء:درجنتید آواثاء:درجنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:درجنم آواثاء:درجنی آواثاء:درجنَد آواثاء:درجنیم آواثاء:درجنید آواثاء:درجنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:درجننم آواثاء:درجننی آواثاء:درجننَد آواثاء:درجننیم آواثاء:درجننید آواثاء:درجننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «دَرِجْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - بِدَرِج - - آواثاء:بدرجید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:ندرج - - آواثاء:ندرجید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نادرج - - آواثاء:نادرجید -

ترجمه

دَرونْدَن (؟ مورد درون‌گرفتن قرار دادن) در وَضِعْماء (؟ موضع؛ وضعیت) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «درجدن»: To insert؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «درجدن»: To embed