پرش به محتوا

کیاجدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۲۸ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۴۳ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «کیاجْدَن» به‌معنی «مورد سنجش‌هویت‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» وسیله سنجش «مفعول» بشود. این مصدر از «کیـ + ـاجـ [ میانوند «ـاجـ» یک «مَصْدَرْوَند» به‌معنی «به سنجش گرفتن» است.] + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «کیاجْدَن»

بن‌های تصریفی «کیاجْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «کیاجْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «کیاجْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «کیاجْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «کیاج»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «کیاجْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «کیاجْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «کیاجْنِن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: کیاجانْدَن ([؟] مورد سنجش‌هویت‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُکیاجْدَن ([؟] مورد سنجش‌هویت‌گرفتن قرار دادن)؛ تَکیاجْدَن ([؟] مورد سنجش‌هویت‌یافتنه قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «کیاجدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) کیاجاء ([؟] سنجش‌هویت‌یافته (کارت‌شناسایی)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد سنجش‌هویت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. بَرای ([؟] برای؛ به‌خاطر) کیاجْدَن (؟ مورد سنجش‌هویت‌یافتن قرار دادن) اَت ([؟] تو)، بایَد ([؟] باید) کارت شناسایی اَت ([؟] تو) را بِعَرِضانی ([؟] مورد عرضه‌یافته‌شده قرار بدهی).🌐ترجمه: برای هویت‌نمایی کردنت، باید کارت شناساییت را عرضه کنی.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /کیاجْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «کیاجدن»: بن گذشته در گذشته «کیاجدن»: «کیاجْتِد»؛ بن گذشته «کیاجدن»: «کیاجْد»؛ بن آینده در گذشته «کیاجدن»: «کیاجْتِن»«کیاج» (بن‌کنون «کیاجدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «کیاجدن»: «کیاجْنِت»؛ بن آینده «کیاجدن»: «کیاجْن»؛ بن آینده در آینده «کیاجدن»: «کیاجْنِن»
  1. تعریف «کیاجدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) کیاجاء ([؟] سنجش‌هویت‌یافته (کارت‌شناسایی)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد سنجش‌هویت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. کارت شناسایی، کارمندهای شَرِکْگاه ([؟] تشکل اقتصادی (شرکت)) هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را بِکیاجَد (؟ مورد سنجش‌هویت‌یافتن قرار بدهد).🌐ترجمه: کارت شناسایی، کارمندهای آن شرکت را هویت‌نمایی می‌کند.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «کیاجْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] کیاجِتْدَم کیاجِتْدی کیاجْتِد کیاجِتْدیم کیاجِتْدید کیاجِتْدَنْد
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] کیاجْدَم کیاجْدی کیاجْد کیاجْدیم کیاجْدید کیاجْدَنْد
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] کیاجِتْنَم کیاجِتْنی کیاجِتْنَد کیاجِتْنیم کیاجِتْنید کیاجِتْنَنْد
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] کیاجَم کیاجی کیاجَد کیاجیم کیاجید کیاجَنْد
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] کیاجِنْتَم کیاجِنْتی کیاجْنِت کیاجِنْتیم کیاجِنْتید کیاجِنْتَنْد
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] کیاجْنَم کیاجْنی کیاجْنَد کیاجْنیم کیاجْنید کیاجْنَنْد
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] کیاجِنْنَم کیاجِنْنی کیاجِنْنَد کیاجِنْنیم کیاجِنْنید کیاجِنْنَنْد
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «کیاجْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - بِکیاج - - بِکیاجید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - نَکیاج - - نَکیاجید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - ناکیاج - - ناکیاجید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) کیاجاء (؟ سنجش‌هویت‌یافته (کارت‌شناسایی)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «کیاجدن»: To authenticate؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «کیاجدن»: To identify