پرش به محتوا

وجهدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۱۷ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۳۰ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «وَجِهْدَن» به‌معنی «مورد توجه‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» مشخص‌شده‌ای ازطریق توجه به «مفعول» بشود. این مصدر از «وجهـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «وَجِهْدَن»

بن‌های تصریفی «وَجِهْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «وَجِهْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «وَجِهْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «وَجِهْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «وَجِه»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «وَجِهْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «وَجِهْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «وَجِهْنِن»

فارسی

🕸️ شبکه عامل-مبنا «وجهدن»: 👈 مصدر پایه «وجهدن»: 👉 دوگان «وجهدن»: وَجْهودَن ([؟] معناء:وجهودن) | مصدر عامل-محور «وجهدن»: وَجْهادَن ([؟] معناء:وجهادن) دوگان عامل-محور «وجهدن»: وَجْهِنْدَن ([؟] معناء:وجهندن) | ⌘‬ مصدر انگیزی «وجهدن»: وَجْهانْدَن ([؟] مورد توجه‌یافته‌شده قرار دادن) دوگان انگیزی «وجهدن»: وَجْهونْدَن ([؟] معناء:وجهوندن) | مصدر شورانی «وجهدن»: وَجِهْتانْدَن ([؟] معناء:وجهتاندن) دوگان شورانی «وجهدن»: وَجِهْتونْدَن ([؟] معناء:وجهتوندن) | مصدر مجابی «وجهدن»: وَجِهْبانْدَن ([؟] معناء:وجهباندن) دوگان مجابی «وجهدن»: وَجِهْبونْدَن ([؟] معناء:وجهبوندن)
🧊 مصدرهای اثر-مفعول‌نما «وجهدن»: وَجْهُدَن ([؟] معناء:وجهُدن)؛ وَجْهِدَن ([؟] معناء:وجهِدن) | 🪸 مصدرهای عاملیت‌نما «وجهدن»: وَجْهِزْدَن ([؟] معناء:وجهزدن)؛ وَجْهِرْدَن ([؟] معناء:وجهردن)؛ وَجْهِژْدَن ([؟] معناء:وجهژدن)

مصدر

  1. تعریف «وجهدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) وَجْهاء ([؟] توجه‌یافته (آنچه از توجه دانسته شود)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد توجه‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. وَجِهْدَن (؟ مورد توجه‌یافتن قرار دادن) صَرِفْدِگی ([؟] معناء:صرفدگی) تُدَک ([؟] حافظه مستقیم (رم)) لَزِمْمائَد ([؟] لازم است).🌐ترجمه: به توجه در آمدن مصرف حافظه لازم است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /وَجِهْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «وجهدن»: بن گذشته در گذشته «وجهدن»: «وَجِهْتِد»؛ بن گذشته «وجهدن»: «وَجِهْد»؛ بن آینده در گذشته «وجهدن»: «وَجِهْتِن»«وَجِه» (بن‌کنون «وجهدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «وجهدن»: «وَجِهْنِت»؛ بن آینده «وجهدن»: «وَجِهْن»؛ بن آینده در آینده «وجهدن»: «وَجِهْنِن»
  1. تعریف «وجهدن». بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) وَجْهاء ([؟] توجه‌یافته (آنچه از توجه دانسته شود)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد توجه‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. نشت حافظه، صَرِفْدِگی ([؟] معناء:صرفدگی) تُدَک ([؟] حافظه مستقیم (رم)) را وَجِهْد (؟ مورد توجه‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: نشت حافظه، به توجه به مصرف حافظه در آمد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «وَجِهْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:وجهتدم آواثاء:وجهتدی وَجِهْتِد آواثاء:وجهتدیم آواثاء:وجهتدید آواثاء:وجهتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] وَجِهْدَم آواثاء:وجهدی وَجِهْد آواثاء:وجهدیم آواثاء:وجهدید وَجِهْدَنْد
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:وجهتنم آواثاء:وجهتنی آواثاء:وجهتند آواثاء:وجهتنیم آواثاء:وجهتنید آواثاء:وجهتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:وجهم آواثاء:وجهی آواثاء:وجهَد آواثاء:وجهیم آواثاء:وجهید آواثاء:وجهند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:وجهنتم آواثاء:وجهنتی وَجِهْنِت آواثاء:وجهنتیم آواثاء:وجهنتید آواثاء:وجهنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:وجهنم آواثاء:وجهنی آواثاء:وجهنَد آواثاء:وجهنیم آواثاء:وجهنید آواثاء:وجهنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:وجهننم آواثاء:وجهننی آواثاء:وجهننَد آواثاء:وجهننیم آواثاء:وجهننید آواثاء:وجهننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «وَجِهْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - بِوَجِه - - آواثاء:بوجهید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نوجه - - آواثاء:نوجهید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناوجه - - ناوَجِهید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) وَجْهاء (؟ توجه‌یافته (آنچه از توجه دانسته شود)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)

🔖 واژه‌های مرتبط با «وجهدن»: تَوَجِهْدَن ([؟] مورد توجه‌گرفته قرار دادن)