سرعدن
ظاهر
مصدر «سَرِعْدَن» بهمعنی «مورد سرعتیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» سبب سرعت یافتن «مفعول» بشود. این مصدر از «سرعـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «سَرِعْدَن»
بنهای تصریفی «سَرِعْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «سَرِعْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «سَرِعْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «سَرِعْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «سَرِع»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «سَرِعْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «سَرِعْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «سَرِعْنِن»
فارسی
واژههای مرتبط با «سرعدن»: سَرِعانْدَن ([؟] مورد سرعتیافتهشده قرار دادن)؛ اُسَرِعْدَن ([؟] مورد سرعتگرفتن قرار دادن)؛ تَسَرِعْدَن ([؟] مورد سرعتیافته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /سَرِعْدَن/📥 ریشهشناسی: سرعـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «سرعدن»: ربطاء:سرعدن/هر | متضاد «سرعدن»: ربطاء:سرعدن/ضد
- تعریف «سرعدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) سَرِعاء ([؟] سرعتیافته (سرعتبخش)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد سرعتیافتن قرار دادن»]
- مثال. بَرای ([؟] برای؛ بهخاطر) سَرِعْدَن (؟ مورد سرعتیافتن قرار دادن) حَرِکَت ([؟] ماهیت تحرکیافتن (حرکت)) خودرو هه ([؟] مذکور؛ یادشده)، بایَد ([؟] باید) این را بِحَذِفانی ([؟] مورد حذفیتیافتهشده قرار بدهی).ترجمه: برای سرعت یافتن حرکت آن خودرو، باید این را حذف کنی.
عملواژه
- ️تلفظ: /سَرِعْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «سرعدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «سرعدن»: «سَرِعْتِد»؛ بن گذشته «سرعدن»: ↦«سَرِعْد»↤؛ بن آینده در گذشته «سرعدن»: «سَرِعْتِن»⟼«سَرِع» (بنکنون «سرعدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «سرعدن»: «سَرِعْنِت»؛ بن آینده «سرعدن»: ↦«سَرِعْن»؛ بن آینده در آینده «سرعدن»: ↤«سَرِعْنِن»◀
- تعریف «سرعدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) سَرِعاء ([؟] سرعتیافته (سرعتبخش)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد سرعتیافتن قرار دادن»]
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «سَرِعْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بسرع | - | - | آواثاء:بسرعید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نسرع | - | - | آواثاء:نسرعید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناسرع | - | - | آواثاء:ناسرعید | - | |
ترجمه
دَهِیْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) سَرِعاء (؟ سرعتیافته (سرعتبخش)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «سرعدن»: To accelerate؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «سرعدن»: To gain speed
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا