پرش به محتوا

عفودن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۳۱ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۰۵:۰۱ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «عَفِوْدَن» به‌معنی «مورد عفویت‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» در برابر عفویافتگی «مفعول» قرار گرفته بشود. این مصدر از «عفو + دن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «عَفِوْدَن»

بن‌های تصریفی «عَفِوْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «عَفِوْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «عَفِوْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «عَفِوْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «عَفِو»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «عَفِوْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «عَفِوْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «عَفِوْنِن»

فارسی

🔖 واژه‌های مرتبط با «عفودن»: عَفِوانْدَن ([؟] مورد عفویت‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُعَفِوْدَن ([؟] مورد عفویت‌گرفتن قرار دادن)؛ تَعَفِوْدَن ([؟] مورد عفویت‌یافته قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «عفودن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) عَفِواء ([؟] عفویت‌یافته (مقابل آنچه عفو شده)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد عفویت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. عَفِوْدَن (؟ مورد عفویت‌یافتن قرار دادن) دإباء ([؟] خُلقیت‌یافته (رفتار؛ رفتاری که بروز یابد)) بَدْناک ([؟] بد؛ زشت؛ ناپسند) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) دإباء ([؟] خُلقیت‌یافته (رفتار؛ رفتاری که بروز یابد)) نیکناک ([؟] دارای نیکیت (نیک؛ خوب)) خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) خوبْناک ([؟] دارای خوبیت (خوب)) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: عفوشدگی یافتن رفتار بد با رفتار نیک خیلی خوب است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /عَفِوْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «عفودن»: بن گذشته در گذشته «عفودن»: «عَفِوْتِد»؛ بن گذشته «عفودن»: «عَفِوْد»؛ بن آینده در گذشته «عفودن»: «عَفِوْتِن»«عَفِو» (بن‌کنون «عفودن»)، ؛ بن گذشته در آینده «عفودن»: «عَفِوْنِت»؛ بن آینده «عفودن»: «عَفِوْن»؛ بن آینده در آینده «عفودن»: «عَفِوْنِن»
  1. تعریف «عفودن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) عَفِواء ([؟] عفویت‌یافته (مقابل آنچه عفو شده)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد عفویت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. دإباء ([؟] خُلقیت‌یافته (رفتار؛ رفتاری که بروز یابد)) نیکناک ([؟] دارای نیکیت (نیک؛ خوب)) علی، دإباء ([؟] خُلقیت‌یافته (رفتار؛ رفتاری که بروز یابد)) بَدْناک ([؟] بد؛ زشت؛ ناپسند) حسن را عَفِوْد (؟ مورد عفویت‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: رفتار بد حسن با رفتار نیک علی عفوشدگی یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «عَفِوْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:عفوتدم آواثاء:عفوتدی عَفِوْتِد آواثاء:عفوتدیم آواثاء:عفوتدید آواثاء:عفوتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:عفودم آواثاء:عفودی عَفِوْد آواثاء:عفودیم آواثاء:عفودید آواثاء:عفودند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:عفوتنم آواثاء:عفوتنی آواثاء:عفوتند آواثاء:عفوتنیم آواثاء:عفوتنید آواثاء:عفوتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:عفوم آواثاء:عفوی آواثاء:عفوَد آواثاء:عفویم آواثاء:عفوید آواثاء:عفوند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:عفونتم آواثاء:عفونتی عَفِوْنِت آواثاء:عفونتیم آواثاء:عفونتید آواثاء:عفونتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:عفونم آواثاء:عفونی آواثاء:عفونَد آواثاء:عفونیم آواثاء:عفونید آواثاء:عفونند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:عفوننم آواثاء:عفوننی آواثاء:عفوننَد آواثاء:عفوننیم آواثاء:عفوننید آواثاء:عفوننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «عَفِوْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بعفو - - آواثاء:بعفوید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نعفو - - آواثاء:نعفوید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناعفو - - آواثاء:ناعفوید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) عَفِواء (؟ عفویت‌یافته (مقابل آنچه عفو شده)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)