بروزاندن
ظاهر
مصدر «بُروزانْدَن» بهمعنی «مورد بروزیتیافتهشده قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی بروز یافته یا ظاهر شده در حالت، وضعیت، یا شکل دیگری بشود. این مصدر از «بروز + انـ [※ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشاندادن عامل انگیزی، استفاده میشود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبولیافته شدن قرار دادن)» و «أَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامشیافتهشده قرار دادن)»] + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «بُروزانْدَن»
بنهای تصریفی «بُروزانْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «بُروزانْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «بُروزانْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «بُروزانْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «بُروزان»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «بُروزانْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «بُروزانْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «بُروزانْنِن»
فارسی
همچنین ببین: بُروزْدَن ([؟] مورد بروزیتیافتن قرار دادن)؛ اُبُروزْدَن ([؟] مورد بروزیتگرفتن قرار دادن)؛ تَبُروزْدَن ([؟] مورد بروزیتگرفته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /بُروزانْدَن/📥 ریشهشناسی: بروز + انـ [※ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشاندادن عامل انگیزی، استفاده میشود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبولیافته شدن قرار دادن)» و «أَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامشیافتهشده قرار دادن)»] + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «بروزاندن»: آشَکانْدَن ([؟] مورد آشکارادریافتهشده قرار دادن)؛ شَکِلانْدَن ([؟] مورد شکلیافتهشده قرار دادن)؛ حَدِثانْدَن ([؟] مورد حادثیتیافتهشده قرار دادن)؛ مَلانْدَن ([؟] مورد برملایافتهشده قرار دادن)؛ نِمویانْدَن ([؟] مورد نشاندهندهیافتهشده قرار دادن)؛ هُوِیانْدَن ([؟] مورد هویداگرفتهشده قرار دادن) | متضاد «بروزاندن»: ربطاء:بروزاندن/ضد
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «بُروزْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد بروزیتیافتهشده قرار دادن»]
عملواژه
- ️تلفظ: /بُروزانْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «بروزاندن»: ▶ بن گذشته در گذشته «بروزاندن»: «بُروزانْتِد»؛ بن گذشته «بروزاندن»: ↦«بُروزانْد»↤؛ بن آینده در گذشته «بروزاندن»: «بُروزانْتِن»⟼«بُروزان» (بنکنون «بروزاندن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «بروزاندن»: «بُروزانْنِت»؛ بن آینده «بروزاندن»: ↦«بُروزانْن»؛ بن آینده در آینده «بروزاندن»: ↤«بُروزانْنِن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «بُروزْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد بروزیتیافتهشده قرار دادن»]
- مثال. برای قُرِبانْدَن ([؟] مورد تقربیافتهشده قرار دادن) اَش ([؟] مال آن؛ آن را)، دوستی اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را بِعِلَش ([؟] به عاملیت آن (به عملکنندگی آن)) بُروزانْد (؟ مورد بروزیتیافتهشده قرار داد).ترجمه: برای قربت یافتن به او، دوستیش را بهش بروز داد.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «بُروزانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:ببروزان | - | - | آواثاء:ببروزانید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نبروزان | - | - | آواثاء:نبروزانید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نابروزان | - | - | نابُروزانید | - | |
ترجمه
مصدر اَنْگیزی «بُروزْدَن (؟ مورد بروزیتیافتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «بروزاندن»: To appear؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «بروزاندن»: To manifest
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی انگیزی
- مصدر فارسی عملی سببی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی
- مصدر فارسی عملی انگیزی کنادین
- مصدر فارسی عملی انگیزی علنئا
- مصدر فارسی عملی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی کنادین علنئا