کتمدن
ظاهر
مصدر «کَتِمْدَن» بهمعنی «مورد کتمانگرفتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» واقعیتی درمورد «مفعول» را پنهانیافته بگیرد. این مصدر از «کتمـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «کَتِمْدَن»
بنهای تصریفی «کَتِمْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «کَتِمْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «کَتِمْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «کَتِمْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «کَتِم»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «کَتِمْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «کَتِمْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «کَتِمْنِن»
فارسی
همچنین ببین: کَتِمانْدَن ([؟] مورد کتمانگرفتهشده قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /کَتِمْدَن/📥 ریشهشناسی: کتمـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | متضاد «کتمدن»: ربطاء:کتمدن/ضد
- تعریف «کتمدن». فرایند پَنِهدَن ([؟] مورد پنهانیافتن قرار دادن) وَقِعِیَّت ([؟] واقعیت) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد کتمانگرفتن قرار دادن»]
- مثال. کَتِمْدَن (؟ مورد کتمانگرفتن قرار دادن) گُواه ([؟] معناء:گواه) خدا گناه بزرگ هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).ترجمه: کتمان کردن گواه خدا گناه بزرگی است.
عملواژه
- ️تلفظ: /کَتِمْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «کتمدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «کتمدن»: «کَتِمْتِد»؛ بن گذشته «کتمدن»: ↦«کَتِمْد»↤؛ بن آینده در گذشته «کتمدن»: «کَتِمْتِن»⟼«کَتِم» (بنکنون «کتمدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «کتمدن»: «کَتِمْنِت»؛ بن آینده «کتمدن»: ↦«کَتِمْن»؛ بن آینده در آینده «کتمدن»: ↤«کَتِمْنِن»◀
- تعریف «کتمدن». وَقِعِیَّت ([؟] واقعیت) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را پَنِهدَن ([؟] مورد پنهانیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد کتمانگرفتن قرار دادن»]
- مثال. بایَد ([؟] باید) بِاَقْسِمَنْد ([؟] مورد قسمخورده شدن قرار بدهند) که گُواه ([؟] معناء:گواه) خدا را نَکَتِمَنْد (؟ مورد کتمانگرفتن قرار ندهند).ترجمه: باید قسم بخورند که گواه خدا را کتمان نکنند.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «کَتِمْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | بُکْتَم | - | - | آواثاء:بکتمید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نکتم | - | - | آواثاء:نکتمید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناکتم | - | - | آواثاء:ناکتمید | - | |
ترجمه
پَنِهدَن (؟ مورد پنهانیافتن قرار دادن) وَقِعِیَّت (؟ واقعیت) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «کتمدن»: To conceal؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «کتمدن»: To withhold؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «کتمدن»: To suppress
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا