پرش به محتوا

اریدن

از واژسین

مصدر «أَرِیْدَن» به‌معنی «مورد آرایش‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» باعث پسندیدگی وضعیت یا حالت «مفعول» - شامل نظم، ترتیب، هماهنگی، همخوانی، یا خصلت - بشود. این مصدر از «اریـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «أَرِیْدَن»

بن‌های تصریفی «أَرِیْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «أَرِیْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «أَرِیْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «أَرِیْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «أَرِی»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «أَرِیْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «أَرِیْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «أَرِیْنِن»

فارسی

🔖 واژه‌های مرتبط با «اریدن»: أَرِیانْدَن ([؟] مورد آرایش‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُؤَرِیْدَن ([؟] مورد آرایش‌گرفتن قرار دادن)؛ أَرِیودَن ([؟] مورد آرایش‌گرفتن قرار دادن)؛ أورِیْدَن ([؟] مورد آرایش‌درآمدن قرار دادن)؛ تَأَرِیْدَن ([؟] مورد آرایش‌یافته قرار دادن)؛ أَتَرِیْدَن ([؟] مورد آرایش‌یافته قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «اریدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) أَرِیاء ([؟] آرایش‌یافته (آرایش)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد آرایش‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. برای أَرِیْدَن (؟ مورد آرایش‌یافتن قرار دادن) باغ، یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) باغبان را نَیاشِزائیم ([؟] نیازدیده هستیم).🌐ترجمه: برای آرایش یافتن باغ، به یک باغبان نیاز داریم.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /أَرِیْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اریدن»: بن گذشته در گذشته «اریدن»: «أَرِیْتِد»؛ بن گذشته «اریدن»: «أَرِیْد»؛ بن آینده در گذشته «اریدن»: «أَرِیْتِن»«أَرِی» (بن‌کنون «اریدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «اریدن»: «أَرِیْنِت»؛ بن آینده «اریدن»: «أَرِیْن»؛ بن آینده در آینده «اریدن»: «أَرِیْنِن»
  1. تعریف «اریدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) أَرِیاء ([؟] آرایش‌یافته (آرایش)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد آرایش‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. نَظِمْدَن ([؟] مورد نظم‌یافتن قرار دادن) کَتِباءْها ([؟] کتبیت‌یافته‌ها (مطلب‌ها)) اَش ([؟] مال آن؛ آن را)، کمد اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را أَرِیْد (؟ مورد آرایش‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: با نظم یافتن کتاب‌هایش کمدش آرایش یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «أَرِیْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:اریتدم آواثاء:اریتدی أَرِیْتِد آواثاء:اریتدیم آواثاء:اریتدید آواثاء:اریتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] أَرِیْدَم آواثاء:اریدی أَرِیْد آواثاء:اریدیم آواثاء:اریدید آواثاء:اریدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:اریتنم آواثاء:اریتنی آواثاء:اریتند آواثاء:اریتنیم آواثاء:اریتنید آواثاء:اریتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:اریم آواثاء:اریی آواثاء:اریَد آواثاء:ارییم آواثاء:اریید آواثاء:اریند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:ارینتم آواثاء:ارینتی أَرِیْنِت آواثاء:ارینتیم آواثاء:ارینتید آواثاء:ارینتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:آراینم آواثاء:آراینی آواثاء:آرایند آواثاء:آراینیم آواثاء:آراینید آواثاء:آراینند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:اریننم آواثاء:اریننی آواثاء:ارینند آواثاء:اریننیم آواثاء:اریننید آواثاء:اریننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «أَرِیْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:باری - - آواثاء:باریید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:ناری - - آواثاء:ناریید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نااری - - آواثاء:نااریید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) أَرِیاء (؟ آرایش‌یافته (آرایش)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)