پرش به محتوا

فهتاماندن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۳۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۶:۵۷ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «فَهْتامانْدَن» به‌معنی «مورد ترکیب‌مفهوم‌یافته‌شده قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی تشکیل‌شده از مفهوم‌های پایه بشود. این مصدر از «فهتامـ + ـانـ [ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشان‌دادن عامل انگیزی، استفاده می‌شود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبول‌یافته شدن قرار دادن)» و «أَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته‌شده قرار دادن)»] + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «فَهْتامانْدَن»

بن‌های تصریفی «فَهْتامانْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «فَهْتامانِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «فَهْتامانْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «فَهْتامانِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «فَهْتامان»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «فَهْتامانِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «فَهْتامانْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «فَهْتامانِنْن»

فارسی

🕸️ شبکه عامل-مبنا «فهتامدن»: مصدر پایه «فهتاماندن»: فَهْتامْدَن ([؟] مورد ترکیب‌مفهوم‌یافتن قرار دادن) دوگان «فهتامدن»: فَهْتامودَن ([؟] معناء:فهتامودن) | مصدر عامل-محور «فهتامدن»: فَهْتامادَن ([؟] معناء:فهتامادن) دوگان عامل-محور «فهتامدن»: فَهْتامِنْدَن ([؟] معناء:فهتامندن) | 👈 ⌘‬ مصدر انگیزی «فهتامدن»: 👉 دوگان انگیزی «فهتامدن»: فَهْتامونْدَن ([؟] معناء:فهتاموندن) | مصدر شورانی «فهتامدن»: فَهْتامْتانْدَن ([؟] معناء:فهتامتاندن) دوگان شورانی «فهتامدن»: فَهْتامْتونْدَن ([؟] معناء:فهتامتوندن) | مصدر مجابی «فهتامدن»: فَهْتامْبانْدَن ([؟] معناء:فهتامباندن) دوگان مجابی «فهتامدن»: فَهْتامْبونْدَن ([؟] معناء:فهتامبوندن)
🧊 مصدرهای اثر-مفعول‌نما «فهتاماندن»: فَهْتامانِدَن ([؟] معناء:فهتامانِدن)؛ فَهْتامانُدَن ([؟] معناء:فهتامانُدن) | 🪸 مصدرهای عاملیت‌نما «فهتاماندن»: فَهْتامازْدَن ([؟] معناء:فهتامازدن)؛ فَهْتامارْدَن ([؟] معناء:فهتاماردن)؛ فَهْتاماژْدَن ([؟] معناء:فهتاماژدن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنْئا «فَهْتامْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد ترکیب‌مفهوم‌یافته‌شده قرار دادن»]
    🚀مثال. برای فَهْتامانْدَن (؟ مورد ترکیب‌مفهوم‌یافته‌شده قرار دادن) عَمَلْواژه‌ها ([؟] فعل‌های عملی)، هایَد ([؟] بهتر بوده/است/خواهد بود) این جَزْئاءْها ([؟] جزءیافته‌ها (جزءها؛ اجزاء)) را بِبَهِرانیم ([؟] مورد ملزم‌به‌ورودش‌گرفته‌شده قرار بدهیم).🌐ترجمه: برای مرکب‌سازی با پایه-مفهوم‌سازی کردن فعل‌ها، بهتر است این اجزاء را استفاده کنیم.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /فَهْتامانْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «فهتاماندن»: بن گذشته در گذشته «فهتاماندن»: «فَهْتامانِتْد»؛ بن گذشته «فهتاماندن»: «فَهْتامانْد»؛ بن آینده در گذشته «فهتاماندن»: «فَهْتامانِتْن»«فَهْتامان» (بن‌کنون «فهتاماندن»)، ؛ بن گذشته در آینده «فهتاماندن»: «فَهْتامانِنْت»؛ بن آینده «فهتاماندن»: «فَهْتامانْن»؛ بن آینده در آینده «فهتاماندن»: «فَهْتامانِنْن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنْئا «فَهْتامْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد ترکیب‌مفهوم‌یافته‌شده قرار دادن»]
    🚀مثال. عَمَلْواژه‌ها ([؟] فعل‌های عملی) را باعِل ([؟] به عاملیت (به عمل‌کنندگی)) این جَزْئاءْها ([؟] جزءیافته‌ها (جزءها؛ اجزاء)) فَهْتامانْدَم (؟ مورد ترکیب‌مفهوم‌یافته‌شده قرار دادم).🌐ترجمه: فعل‌ها را با مرکب کردن از این اجزاء، پایه-مفهوم‌سازی کردم.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «فَهْتامانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:فهتامانتدم آواثاء:فهتامانتدی فَهْتامانِتْد آواثاء:فهتامانتدیم آواثاء:فهتامانتدید آواثاء:فهتامانتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] فَهْتامانْدَم آواثاء:فهتاماندی فَهْتامانْد آواثاء:فهتاماندیم آواثاء:فهتاماندید آواثاء:فهتاماندند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:فهتامانتنم آواثاء:فهتامانتنی آواثاء:فهتامانتند آواثاء:فهتامانتنیم آواثاء:فهتامانتنید آواثاء:فهتامانتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:فهتامانم آواثاء:فهتامانی آواثاء:فهتامانَد آواثاء:فهتامانیم آواثاء:فهتامانید آواثاء:فهتامانند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:فهتاماننتم آواثاء:فهتاماننتی فَهْتامانِنْت آواثاء:فهتاماننتیم آواثاء:فهتاماننتید آواثاء:فهتاماننتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:فهتاماننم آواثاء:فهتاماننی آواثاء:فهتاماننَد آواثاء:فهتاماننیم آواثاء:فهتاماننید آواثاء:فهتاماننند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:فهتامانننم آواثاء:فهتامانننی آواثاء:فهتامانننَد آواثاء:فهتامانننیم آواثاء:فهتامانننید آواثاء:فهتامانننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «فَهْتامانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بفهتامان - - آواثاء:بفهتامانید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نفهتامان - - آواثاء:نفهتامانید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نافهتامان - - آواثاء:نافهتامانید -

ترجمه

مصدر اَنْگیزی «فَهْتامْدَن (؟ مورد ترکیب‌مفهوم‌یافتن قرار دادن)»

🔖 واژه‌های مرتبط با «فهتاماندن»: فَهِمْدَن ([؟] مورد مفهوم‌یافتن قرار دادن)؛ فَهْمانْدَن ([؟] مورد فهم‌یافته‌شده قرار دادن)؛ تَفَهِمْدَن ([؟] مورد فهم‌گرفته قرار دادن)