پرش به محتوا

عمردن

از واژسین
(تغییرمسیر از عمریدن)

مصدر «عُمِرْدَن»، به معنی «تعمیر کردن»، از «عمر + دن [ پسوند «ـدن/ـتن»، که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شوند، نمایانگر مصدر (اسم فرایند) بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است؛ و بن گذشته (ماضی)، کنون (مضارع)، و آینده اش، به ترتیب، «آواثاء:عمرد»، «آواثاء:عمر»، و «آواثاء:عمرن» می‌باشد.

فارسی

مصدر

  1. تعریف «عمردن». فرایند صُلِحْتَن ([؟] مورد اصلاح قرار دادن) وضعیت چیزی از ناسالم به سالم:‌ [💬یا بعبارتی «تعمیر کردن»]
    🚀مثال. عُمِرْدَن ([؟] تعمیر کردن) وسیله‌های الکترونیکی کار هرکسی نَئَد ([؟] نیست).

عملواژه

  1. تعریف «عمردن». وضعیت چیزی را از ناسالم به سالم صُلِحْتَن ([؟] مورد اصلاح قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «تعمیر کردن»]
    🚀مثال. دیروز گوشی اَم ([؟] من/خودم) را خودم عُمِرْدَم (؟ تعمیر کردم).
عَمَلْواژه‌های وَقَعائی نافَرْجامی سادی «عُمِرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمْعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
گذشته مثبت [ فراثاء:بنجمله/عملواژه/وقعائی/نافرجامی/سادی/گذشته/مثبت] عُمِرْدَم آواثاء:عمردی آواثاء:عمرد آواثاء:عمردیم آواثاء:عمردید آواثاء:عمردند
منفی [ فراثاء:بنجمله/عملواژه/وقعائی/نافرجامی/سادی/گذشته/منفی] ناعُمِرْدَم ناآواثاء:عمردی ناآواثاء:عمرد ناآواثاء:عمردیم ناآواثاء:عمردید ناآواثاء:عمردند
کنون مثبت [ فراثاء:بنجمله/عملواژه/وقعائی/نافرجامی/سادی/کنون/مثبت] آواثاء:عمرم آواثاء:عمری آواثاء:عمرَد آواثاء:عمریم آواثاء:عمرید آواثاء:عمرند
منفی [ فراثاء:بنجمله/عملواژه/وقعائی/نافرجامی/سادی/کنون/منفی] ناآواثاء:عمرم ناآواثاء:عمری ناآواثاء:عمرَد ناآواثاء:عمریم ناآواثاء:عمرید ناآواثاء:عمرند
آینده مثبت [ فراثاء:بنجمله/عملواژه/وقعائی/نافرجامی/سادی/آینده/مثبت] آواثاء:عمرنم آواثاء:عمرنی آواثاء:عمرنَد آواثاء:عمرنیم آواثاء:عمرنید آواثاء:عمرنند
منفی [ فراثاء:بنجمله/عملواژه/وقعائی/نافرجامی/سادی/آینده/منفی] ناآواثاء:عمرنم ناآواثاء:عمرنی ناآواثاء:عمرنَد ناآواثاء:عمرنیم ناآواثاء:عمرنید ناآواثاء:عمرنند
عَمَلْواژه‌های ناوَقْعائی نافَرْجامی سادی «عُمِرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمْعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
گذشته مثبت [ فراثاء:بنجمله/عملواژه/ناوقعائی/نافرجامی/سادی/گذشته/مثبت] بِعُمِرْدَم بِآواثاء:عمردی بِآواثاء:عمرد بِآواثاء:عمردیم بِآواثاء:عمردید بِآواثاء:عمردند
منفی [ فراثاء:بنجمله/عملواژه/ناوقعائی/نافرجامی/سادی/گذشته/منفی] نَعُمِرْدَم نَآواثاء:عمردی نَآواثاء:عمرد نَآواثاء:عمردیم نَآواثاء:عمردید نَآواثاء:عمردند
کنون مثبت [ فراثاء:بنجمله/عملواژه/ناوقعائی/نافرجامی/سادی/کنون/مثبت] بِآواثاء:عمرم بِآواثاء:عمری بِآواثاء:عمرَد بِآواثاء:عمریم بِآواثاء:عمرید بِآواثاء:عمرند
منفی [ فراثاء:بنجمله/عملواژه/ناوقعائی/نافرجامی/سادی/کنون/منفی] نَآواثاء:عمرم نَآواثاء:عمری نَآواثاء:عمرَد نَآواثاء:عمریم نَآواثاء:عمرید نَآواثاء:عمرند
آینده مثبت [ فراثاء:بنجمله/عملواژه/ناوقعائی/نافرجامی/سادی/آینده/مثبت] بِآواثاء:عمرنم بِآواثاء:عمرنی بِآواثاء:عمرنَد بِآواثاء:عمرنیم بِآواثاء:عمرنید بِآواثاء:عمرنند
منفی [ فراثاء:بنجمله/عملواژه/ناوقعائی/نافرجامی/سادی/آینده/منفی] نَآواثاء:عمرنم نَآواثاء:عمرنی نَآواثاء:عمرنَد نَآواثاء:عمرنیم نَآواثاء:عمرنید نَآواثاء:عمرنند
عَمَلْواژه‌های ناوَقْعائی فَرْمانی سادی «عُمِرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمْعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مثبت [ فراثاء:بنجمله/عملواژه/ناوقعائی/فرمانی/سادی/مثبت] - آواثاء:بعمر - - آواثاء:بعمرید -
منفی [ فراثاء:بنجمله/عملواژه/ناوقعائی/فرمانی/سادی/منفی] - آواثاء:نعمر - - آواثاء:نعمرید -

ترجمه

صُلِحْتَن وضعیت
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «عمردن»: repair

هم‌صدرها

هم‌مصدرهای ناصَریح «عُمِرْدَن»
سانَّما[+ «ـدن/ـتن» [ پسوند «ـدن/ـتن»، که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شوند، نمایانگر مصدر (اسم فرایند) بودن یک واژه است.] ] گُزارِشی- گُزاری«ـا» [ میانوند «ـا» یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) «سانَّما کُنائی» است که برای نشان‌دادن عاقل یا با اراده بودن فاعل استفاده می‌شود؛ مثل «اِرْثادَن ([؟] معناء:ارثادن)».] اَنْگیزی«ـانـ» [ میانوند «ـانـ» یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) «سانَّما کُنائی» است که برای نشان‌دادن انجام فعل بوسیله کسی که توسط یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) فاعل عاقل و با اراده مجاب شده، استفاده می‌شود؛ مثل «قَبولانْدَن ([؟] مورد پذیرفته‌شدن قرار دادن)».] سَبَبی«ـار» [ میانوند «ـار» یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) «سانَّما کُنائی» است که برای نشان‌دادن انجام فعل بوسیله سیستمی که توسط یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) فاعل عاقل و با اراده برنامه‌ریزی شده، استفاده می‌شود؛ مثل «اِجْرارْدَنْ ([؟] توسط سیستم به اجرا در آوردن)».] باعِثی«ـابـ» [ میانوند «ـابـ» یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) «سانَّما کُنائی» است که برای نشان‌دادن انجام فعل توسط پدیده‌ای بوسیله کسی که مجاب یا مجبور شده، استفاده می‌شود؛ مثل «خورابْدَن ([؟] معناء:خورابدن)» در «سرما گندم‌ها را [به پرندگان] خُورابْد (؟ معناء:خورابد)».] حَقایی«ـژ» [ میانوند «ـژ» یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) «سانَّما کُنائی» است که برای نشان‌دادن فعلی است که براثر یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) حقیقت یا واقعیت رخ‌می‌دهد، استفاده می‌شود؛ مثل «فَراموژْدَن ([؟] فراموش کردن)» در «اسم دوستم را فَراموژْدَم (؟ معناء:فراموژدم)».]
ناصَریح کُنْمادین«ـمـ» [ میانوند «ـمـ» یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) «سانَّما ناکُنائی» است که برای ساختن مصدر ناگذرا استفاده می‌شود؛ مثل، «ذَکْرِمْدَن ([؟] متذکر شدن (دچار یادآوردن خود شدن))» در «احتمالا با این متن بِذَکْرِمَد ([؟] متذکر بشود)».] 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرمدن|آواثاء:عمرمدن]] ([؟] معناء:عمرمدن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرمادن|آواثاء:عمرمادن]] ([؟] معناء:عمرمادن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرماندن|آواثاء:عمرماندن]] ([؟] معناء:عمرماندن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرماردن|آواثاء:عمرماردن]] ([؟] معناء:عمرماردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرمابدن|آواثاء:عمرمابدن]] ([؟] معناء:عمرمابدن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرمژدن|آواثاء:عمرمژدن]] ([؟] معناء:عمرمژدن)「⋯」
کُنادین- 「؟」 🎯 💡 🌟📌عُمِرْدَن ([؟] تعمیر کردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرادن|آواثاء:عمرادن]] ([؟] معناء:عمرادن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمراندن|آواثاء:عمراندن]] ([؟] معناء:عمراندن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمراردن|آواثاء:عمراردن]] ([؟] معناء:عمراردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرابدن|آواثاء:عمرابدن]] ([؟] معناء:عمرابدن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرژدن|آواثاء:عمرژدن]] ([؟] معناء:عمرژدن)「⋯」
کُناشْتین«ـ*شـ» [ میانوند «ـشـ» یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) «سانَّما ناکُنائی» است که برای ساختن مصدر مجهول ناگذرا استفاده می‌شود؛ مثل، «بَهْرِشْتَن ([؟] استفاده شدن)» در «چسب هه ([؟] مذکور؛ یادشده) بِبَهْرِشَد (؟ استفاده می‌شود)».] 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرشتن|آواثاء:عمرشتن]] ([؟] معناء:عمرشتن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمراشتن|آواثاء:عمراشتن]] ([؟] معناء:عمراشتن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرانشتن|آواثاء:عمرانشتن]] ([؟] معناء:عمرانشتن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرارشتن|آواثاء:عمرارشتن]] ([؟] معناء:عمرارشتن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرابشتن|آواثاء:عمرابشتن]] ([؟] معناء:عمرابشتن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرژشتن|آواثاء:عمرژشتن]] ([؟] معناء:عمرژشتن)「⋯」
کُنِشانْدین«ـش*ـ» [ میانوند «ـشـ» یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) «سانَّما ناکُنائی» است که برای ساختن مصدر مجهول گذرا استفاده می‌شود؛ مثل، «خُورِشانْدَن ([؟] مورد خورده‌شدن به علت سوق‌یافتگی قرار دادن)» در «علی غذا اَم ([؟] من/خودم) را خُورِشانْد ([؟] مورد خورده‌شدن به علت سوق‌یافتگی قرار داد)».] - - 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرشاندن|آواثاء:عمرشاندن]] ([؟] معناء:عمرشاندن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرشاردن|آواثاء:عمرشاردن]] ([؟] معناء:عمرشاردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرشابدن|آواثاء:عمرشابدن]] ([؟] معناء:عمرشابدن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرشژدن|آواثاء:عمرشژدن]] ([؟] معناء:عمرشژدن)「⋯」
هم‌مصدرهای نااَثَری «عُمِرْدَن»
سانَّما[+ «ـدن/ـتن» [ پسوند «ـدن/ـتن»، که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شوند، نمایانگر مصدر (اسم فرایند) بودن یک واژه است.] ] گُزارِشی- گُزاری«ـا» [ میانوند «ـا» یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) «سانَّما کُنائی» است که برای نشان‌دادن عاقل یا با اراده بودن فاعل استفاده می‌شود؛ مثل «اِرْثادَن ([؟] معناء:ارثادن)».] اَنْگیزی«ـانـ» [ میانوند «ـانـ» یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) «سانَّما کُنائی» است که برای نشان‌دادن انجام فعل بوسیله کسی که توسط یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) فاعل عاقل و با اراده مجاب شده، استفاده می‌شود؛ مثل «قَبولانْدَن ([؟] مورد پذیرفته‌شدن قرار دادن)».] سَبَبی«ـار» [ میانوند «ـار» یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) «سانَّما کُنائی» است که برای نشان‌دادن انجام فعل بوسیله سیستمی که توسط یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) فاعل عاقل و با اراده برنامه‌ریزی شده، استفاده می‌شود؛ مثل «اِجْرارْدَنْ ([؟] توسط سیستم به اجرا در آوردن)».] باعِثی«ـابـ» [ میانوند «ـابـ» یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) «سانَّما کُنائی» است که برای نشان‌دادن انجام فعل توسط پدیده‌ای بوسیله کسی که مجاب یا مجبور شده، استفاده می‌شود؛ مثل «خورابْدَن ([؟] معناء:خورابدن)» در «سرما گندم‌ها را [به پرندگان] خُورابْد (؟ معناء:خورابد)».] حَقایی«ـژ» [ میانوند «ـژ» یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) «سانَّما کُنائی» است که برای نشان‌دادن فعلی است که براثر یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) حقیقت یا واقعیت رخ‌می‌دهد، استفاده می‌شود؛ مثل «فَراموژْدَن ([؟] فراموش کردن)» در «اسم دوستم را فَراموژْدَم (؟ معناء:فراموژدم)».]
نااَثَری کُنْمادین«ـفمـ» [ فراثاء:بنواج/سانما/ناکنائی/فم] 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرفمدن|آواثاء:عمرفمدن]] ([؟] معناء:عمرفمدن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرفمادن|آواثاء:عمرفمادن]] ([؟] معناء:عمرفمادن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرفماندن|آواثاء:عمرفماندن]] ([؟] معناء:عمرفماندن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرفماردن|آواثاء:عمرفماردن]] ([؟] معناء:عمرفماردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرفمابدن|آواثاء:عمرفمابدن]] ([؟] معناء:عمرفمابدن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرفمژدن|آواثاء:عمرفمژدن]] ([؟] معناء:عمرفمژدن)「⋯」
کُنادین«ـفـ» [ فراثاء:بنواج/سانما/ناکنائی/ف] 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرفتن|آواثاء:عمرفتن]] ([؟] معناء:عمرفتن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرفادن|آواثاء:عمرفادن]] ([؟] معناء:عمرفادن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرفاندن|آواثاء:عمرفاندن]] ([؟] معناء:عمرفاندن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرفاردن|آواثاء:عمرفاردن]] ([؟] معناء:عمرفاردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرفابدن|آواثاء:عمرفابدن]] ([؟] معناء:عمرفابدن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرفژدن|آواثاء:عمرفژدن]] ([؟] معناء:عمرفژدن)「⋯」
کُناشْتین«ـف*شـ» [ فراثاء:بنواج/سانما/ناکنائی/ف*ش] 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرفشتن|آواثاء:عمرفشتن]] ([؟] معناء:عمرفشتن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرفاشتن|آواثاء:عمرفاشتن]] ([؟] معناء:عمرفاشتن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرفانشتن|آواثاء:عمرفانشتن]] ([؟] معناء:عمرفانشتن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرفارشتن|آواثاء:عمرفارشتن]] ([؟] معناء:عمرفارشتن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرفابشتن|آواثاء:عمرفابشتن]] ([؟] معناء:عمرفابشتن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرفژشتن|آواثاء:عمرفژشتن]] ([؟] معناء:عمرفژشتن)「⋯」
کُنِشانْدین«ـشف*ـ» [ فراثاء:بنواج/سانما/ناکنائی/شف*] - - 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرشفاندن|آواثاء:عمرشفاندن]] ([؟] معناء:عمرشفاندن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرشفاردن|آواثاء:عمرشفاردن]] ([؟] معناء:عمرشفاردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرشفابدن|آواثاء:عمرشفابدن]] ([؟] معناء:عمرشفابدن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرشفژدن|آواثاء:عمرشفژدن]] ([؟] معناء:عمرشفژدن)「⋯」
هم‌مصدرهای اَثَری «عُمِرْدَن»
سانَّما[+ «ـدن/ـتن» [ پسوند «ـدن/ـتن»، که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شوند، نمایانگر مصدر (اسم فرایند) بودن یک واژه است.] ] گُزارِشی- گُزاری«ـا» [ میانوند «ـا» یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) «سانَّما کُنائی» است که برای نشان‌دادن عاقل یا با اراده بودن فاعل استفاده می‌شود؛ مثل «اِرْثادَن ([؟] معناء:ارثادن)».] اَنْگیزی«ـانـ» [ میانوند «ـانـ» یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) «سانَّما کُنائی» است که برای نشان‌دادن انجام فعل بوسیله کسی که توسط یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) فاعل عاقل و با اراده مجاب شده، استفاده می‌شود؛ مثل «قَبولانْدَن ([؟] مورد پذیرفته‌شدن قرار دادن)».] سَبَبی«ـار» [ میانوند «ـار» یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) «سانَّما کُنائی» است که برای نشان‌دادن انجام فعل بوسیله سیستمی که توسط یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) فاعل عاقل و با اراده برنامه‌ریزی شده، استفاده می‌شود؛ مثل «اِجْرارْدَنْ ([؟] توسط سیستم به اجرا در آوردن)».] باعِثی«ـابـ» [ میانوند «ـابـ» یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) «سانَّما کُنائی» است که برای نشان‌دادن انجام فعل توسط پدیده‌ای بوسیله کسی که مجاب یا مجبور شده، استفاده می‌شود؛ مثل «خورابْدَن ([؟] معناء:خورابدن)» در «سرما گندم‌ها را [به پرندگان] خُورابْد (؟ معناء:خورابد)».] حَقایی«ـژ» [ میانوند «ـژ» یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) «سانَّما کُنائی» است که برای نشان‌دادن فعلی است که براثر یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) حقیقت یا واقعیت رخ‌می‌دهد، استفاده می‌شود؛ مثل «فَراموژْدَن ([؟] فراموش کردن)» در «اسم دوستم را فَراموژْدَم (؟ معناء:فراموژدم)».]
اَثَری کُنْمادین«ـخمـ» [ فراثاء:بنواج/سانما/ناکنائی/خم] 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرخمدن|آواثاء:عمرخمدن]] ([؟] معناء:عمرخمدن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرخمادن|آواثاء:عمرخمادن]] ([؟] معناء:عمرخمادن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرخماندن|آواثاء:عمرخماندن]] ([؟] معناء:عمرخماندن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرخماردن|آواثاء:عمرخماردن]] ([؟] معناء:عمرخماردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرخمابدن|آواثاء:عمرخمابدن]] ([؟] معناء:عمرخمابدن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرخمژدن|آواثاء:عمرخمژدن]] ([؟] معناء:عمرخمژدن)「⋯」
کُنادین«ـخـ» [ فراثاء:بنواج/سانما/ناکنائی/خ] 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرختن|آواثاء:عمرختن]] ([؟] معناء:عمرختن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرخادن|آواثاء:عمرخادن]] ([؟] معناء:عمرخادن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرخاندن|آواثاء:عمرخاندن]] ([؟] معناء:عمرخاندن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرخاردن|آواثاء:عمرخاردن]] ([؟] معناء:عمرخاردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرخابدن|آواثاء:عمرخابدن]] ([؟] معناء:عمرخابدن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرخژدن|آواثاء:عمرخژدن]] ([؟] معناء:عمرخژدن)「⋯」
کُناشْتین«ـخ*شـ» [ فراثاء:بنواج/سانما/ناکنائی/خ*ش] 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرخشتن|آواثاء:عمرخشتن]] ([؟] معناء:عمرخشتن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرخاشتن|آواثاء:عمرخاشتن]] ([؟] معناء:عمرخاشتن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرخانشتن|آواثاء:عمرخانشتن]] ([؟] معناء:عمرخانشتن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرخارشتن|آواثاء:عمرخارشتن]] ([؟] معناء:عمرخارشتن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرخابشتن|آواثاء:عمرخابشتن]] ([؟] معناء:عمرخابشتن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرخژشتن|آواثاء:عمرخژشتن]] ([؟] معناء:عمرخژشتن)「⋯」
کُنِشانْدین«ـشخ*ـ» [ فراثاء:بنواج/سانما/ناکنائی/شخ*] - - 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرشخاندن|آواثاء:عمرشخاندن]] ([؟] معناء:عمرشخاندن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرشخاردن|آواثاء:عمرشخاردن]] ([؟] معناء:عمرشخاردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرشخابدن|آواثاء:عمرشخابدن]] ([؟] معناء:عمرشخابدن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[عمرشخژدن|آواثاء:عمرشخژدن]] ([؟] معناء:عمرشخژدن)「⋯」
آموصَدْرْهای «عُمِرْدَن»
وَنْدامو تـ [ فراثاء:بنواج/وندامو/عملائی/ت] شـ [ فراثاء:بنواج/وندامو/عملائی/ش] مـ [ فراثاء:بنواج/وندامو/عملائی/م] انـ [ فراثاء:بنواج/وندامو/عملائی/ان] امـ [ فراثاء:بنواج/وندامو/عملائی/ام]
عَمَلائی 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[تعمردن|آواثاء:تعمردن]] ([؟] معناء:تعمردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[شعمردن|آواثاء:شعمردن]] ([؟] معناء:شعمردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[معمردن|آواثاء:معمردن]] ([؟] معناء:معمردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[انعمردن|آواثاء:انعمردن]] ([؟] معناء:انعمردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[امعمردن|آواثاء:امعمردن]] ([؟] معناء:امعمردن)「⋯」
وَنْدامو ئـ [ فراثاء:بنواج/وندامو/ربطائی/هئ] مئـ [ فراثاء:بنواج/وندامو/ربطائی/هئ] وئـ [ فراثاء:بنواج/وندامو/ربطائی/هئ] هئـ [ فراثاء:بنواج/وندامو/ربطائی/هئ] فئـ [ فراثاء:بنواج/وندامو/ربطائی/هئ]
رَبْطائی 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[ئعمردن|آواثاء:ئعمردن]] ([؟] معناء:ئعمردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[مئعمردن|آواثاء:مئعمردن]] ([؟] معناء:مئعمردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[وئعمردن|آواثاء:وئعمردن]] ([؟] معناء:وئعمردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[هئعمردن|آواثاء:هئعمردن]] ([؟] معناء:هئعمردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[فئعمردن|آواثاء:فئعمردن]] ([؟] معناء:فئعمردن)「⋯」
وَنْدامو ثـ [ فراثاء:بنواج/وندامو/وضعائی/ث] بـ [ فراثاء:بنواج/وندامو/وضعائی/ب] نـ [ فراثاء:بنواج/وندامو/وضعائی/ن] پـ [ فراثاء:بنواج/وندامو/وضعائی/پ]
وَضْعائی 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[ثعمردن|آواثاء:ثعمردن]] ([؟] معناء:ثعمردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[بعمردن|آواثاء:بعمردن]] ([؟] معناء:بعمردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[نعمردن|آواثاء:نعمردن]] ([؟] معناء:نعمردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[پعمردن|آواثاء:پعمردن]] ([؟] معناء:پعمردن)「⋯」
وَنْدامو و [ فراثاء:بنواج/وندامو/رجحائی/و] فـ [ فراثاء:بنواج/وندامو/رجحائی/ف]
رَجْحائی 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[وعمردن|آواثاء:وعمردن]] ([؟] معناء:وعمردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[فعمردن|آواثاء:فعمردن]] ([؟] معناء:فعمردن)「⋯」
وَنْدامو هـ [ فراثاء:بنواج/وندامو/تبعائی/ه] یـ [ فراثاء:بنواج/وندامو/تبعائی/ی]
تَبَعائی 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[هعمردن|آواثاء:هعمردن]] ([؟] معناء:هعمردن)「⋯」 「؟」 🎯 💡 🌟📌[[یعمردن|آواثاء:یعمردن]] ([؟] معناء:یعمردن)「⋯」
الگو:صدرال/آمو/وج
الگو:صدرال/آمو/وی