پرش به محتوا

ساندن

از واژسین

مصدر «سانْدَن» به‌معنی «مورد سان‌گرفتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن آرایش اجزاء تشکیل‌دهنده فاعل یکسان با چیز دیگری بشود. این مصدر از «سانـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «سانْدَن»

بن‌های تصریفی «سانْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «سانْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «سانْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «سانْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «سان»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «سانْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «سانْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «سانْنِن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: سانانْدَن ([؟] مورد به‌سان‌درآمده‌شده قرار دادن)؛ تَسانْدَن ([؟] مورد همسان‌شدن قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «ساندن». فرایند کَسِبْدَن ([؟] مورد کسبیت‌یافتن قرار دادن) وَضِعِیَّت ([؟] حالت درونی) چیزی:‌ [💬یا بعبارتی «مورد سان‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. در پایتون، برای سانْدَن (؟ مورد سان‌گرفتن قرار دادن) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) غَیِرْپَذیر ([؟] پذیرنده غیر)، کایَد ([؟] کافی بوده/است/خواهد بود) نِویسْد ([؟] مورد نوشت‌یافتن قرار داد): a = 123🌐ترجمه: در پایتون، برای مساوی شدن یک متغیر با یک مقدار کافیه نوشت: a = 123

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /سانْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «ساندن»: بن گذشته در گذشته «ساندن»: «سانْتِد»؛ بن گذشته «ساندن»: «سانْد»؛ بن آینده در گذشته «ساندن»: «سانْتِن»«سان» (بن‌کنون «ساندن»)، ؛ بن گذشته در آینده «ساندن»: «سانْنِت»؛ بن آینده «ساندن»: «سانْن»؛ بن آینده در آینده «ساندن»: «سانْنِن»
  1. تعریف «ساندن». وَضِعِیَّت ([؟] حالت درونی) چیزی را کَسِبْدَن ([؟] مورد کسبیت‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد سان‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. با نِویسْدَن ([؟] مورد نوشت‌یافتن قرار دادن) a = 123، غَیِرْپَذیر ([؟] پذیرنده غیر) a اَرِزاف ([؟] ارزش‌زا (ارزش)) 123 را بِسانَد (؟ مورد به‌سان‌درآمدن قرار بدهد).🌐ترجمه: با نوشتن a = 123، متغیر a مساوی ارزش 123 می‌شود.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «سانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] سانِتْدَم سانِتْدی سانْتِد سانِتْدیم سانِتْدید سانِتْدَند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] سانْدَم سانْدی سانْد سانْدیم سانْدید سانْدَنْد
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] سانِتْنَم سانِتْنی سانِتْنَد سانِتْنیم سانِتْنید سانِتْنَنْد
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] سانَم سانی سانَد سانیم سانید سانَّد
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] سانِنْتَم سانِنْتی سانْنِت سانِنْتیم سانِنْتید سانِنْتَنْد
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] سانَّم سانْنی آواثاء:ساننَد سانْنیم سانْنید سانِنْنَد
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] سانِنْنَم سانِنْنی آواثاء:سانننَد سانِنْنیم سانِنْنید سانِنْنَنْد
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «سانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - بِسان - - بِسانید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - نَسان - - نَسانید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - ناسان - - ناسانید -

ترجمه

کَسِبْدَن (؟ مورد کسبیت‌یافتن قرار دادن) وَضِعِیَّت (؟ حالت درونی) چیزی