پرش به محتوا

ریندن

از واژسین

مصدر «رَیِنْدَن» به‌معنی «مورد رایانش‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» گام‌های الگوریتمی محاسبه «مفعول» بشود. این مصدر از «رینـ + ـدن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «رَیِنْدَن»

بن‌های تصریفی «رَیِنْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «رَیِنْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «رَیِنْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «رَیِنْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «رَیِن»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «رَیِنْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «رَیِنْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «رَیِنْنِن»

فارسی

🕸️ شبکه عامل-مبنا «ریندن»: 👈 مصدر پایه «ریندن»: 👉 دوگان «ریندن»: رَیْنودَن ([؟] معناء:رینودن) | مصدر عامل-محور «ریندن»: رَیْنادَن ([؟] معناء:رینادن) دوگان عامل-محور «ریندن»: رَیْنِنْدَن ([؟] معناء:رینندن) | ⌘‬ مصدر انگیزی «ریندن»: رَیْنانْدَن ([؟] معناء:ریناندن) دوگان انگیزی «ریندن»: رَیِنْوانْدَن ([؟] معناء:رینواندن) | مصدر شورانی «ریندن»: رَیِنْتانْدَن ([؟] معناء:رینتاندن) دوگان شورانی «ریندن»: رَیِنْتونْدَن ([؟] معناء:رینتوندن) | مصدر مجابی «ریندن»: رَیِنْبانْدَن ([؟] معناء:رینباندن) دوگان مجابی «ریندن»: رَیِنْبونْدَن ([؟] معناء:رینبوندن)
🧊 مصدرهای اثر-مفعول‌نما «ریندن»: رَیْنُدَن ([؟] معناء:رینُدن)؛ رَیْنِدَن ([؟] معناء:رینِدن) | 🪸 مصدرهای عاملیت‌نما «ریندن»: رَیِنْزادَن ([؟] معناء:رینزادن)؛ رَیِنْرادَن ([؟] معناء:رینرادن)؛ رَیِنْژادَن ([؟] معناء:رینژادن)

مصدر

  1. تعریف «ریندن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) رَیْناء ([؟] رایانش‌یافته) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد رایانش‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. باسِل ([؟] به‌وسیله؛ باکمک) رَیِنْدَن (؟ مورد رایانش‌یافتن قرار دادن)، سُؤالاء ([؟] سوال‌یافته (مسئله)) هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را حَلْلانْد ([؟] مورد حل‌یافته‌شده قرار داد).🌐ترجمه: به‌وسیله به رایانشی در آمدن، آن مسئله را حل کرد.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /رَیِنْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «ریندن»: بن گذشته در گذشته «ریندن»: «رَیِنْتِد»؛ بن گذشته «ریندن»: «رَیِنْد»؛ بن آینده در گذشته «ریندن»: «رَیِنْتِن»«رَیِن» (بن‌کنون «ریندن»)، ؛ بن گذشته در آینده «ریندن»: «رَیِنْنِت»؛ بن آینده «ریندن»: «رَیِنْن»؛ بن آینده در آینده «ریندن»: «رَیِنْنِن»
  1. تعریف «ریندن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) رَیْناء ([؟] رایانش‌یافته) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد رایانش‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. این الگوریتم، جَمْعانْدَن ([؟] معناء:جمعاندن) دو عدد مثبت را رَیِنْد (؟ مورد رایانش‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: جمع کردن دو عدد مثبت توسط این الگوریتم به‌شکل رایانشی درآمد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «رَیِنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:رینتدم آواثاء:رینتدی رَیِنْتِد آواثاء:رینتدیم آواثاء:رینتدید آواثاء:رینتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:ریندم آواثاء:ریندی رَیِنْد آواثاء:ریندیم آواثاء:ریندید آواثاء:ریندند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:رینتنم آواثاء:رینتنی آواثاء:رینتند آواثاء:رینتنیم آواثاء:رینتنید آواثاء:رینتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:رینم آواثاء:رینی آواثاء:رینَد آواثاء:رینیم آواثاء:رینید آواثاء:رینند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:ریننتم آواثاء:ریننتی رَیِنْنِت آواثاء:ریننتیم آواثاء:ریننتید آواثاء:ریننتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:ریننم آواثاء:ریننی آواثاء:ریننَد آواثاء:ریننیم آواثاء:ریننید آواثاء:ریننند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:رینننم آواثاء:رینننی آواثاء:رینننَد آواثاء:رینننیم آواثاء:رینننید آواثاء:رینننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «رَیِنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:برین - - آواثاء:برینید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نرین - - آواثاء:نرینید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نارین - - آواثاء:نارینید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) رَیْناء (؟ رایانش‌یافته) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «ریندن»: To compute