تواندن
ظاهر
مصدر «تَوانْدَن» بهمعنی «مورد توانایییافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» یکی از توانایی یا توانمندیهای «مفعول» بشود. این مصدر از «توانـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «تَوانْدَن»
بنهای تصریفی «تَوانْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «تَوانْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَوانْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «تَوانْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَوان»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «تَوانْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَوانْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «تَوانْنِن»
فارسی
واژههای مرتبط با «تواندن»: تَوانانْدَن ([؟] مورد توانایییافتهشده قرار دادن)؛ اُتَوانْدَن ([؟] مورد تواناییگرفتن قرار دادن)؛ تَتَوانْدَن ([؟] مورد توانایییافته قرار دادن)؛ تَوانائْدَن ([؟] توانایییافته (توان) بودن)؛ اُتَوانائْدَن ([؟] توانا بودن)
مصدر
- ️تلفظ: /تَوانْدَن/📥 ریشهشناسی: توانـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «تواندن»: ربطاء:تواندن/هر | متضاد «تواندن»: ربطاء:تواندن/ضد
- تعریف «تواندن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) تَواناء ([؟] توانایییافته (توان)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد توانایییافتن قرار دادن»]
عملواژه
- ️تلفظ: /تَوانْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تواندن»: ▶ بن گذشته در گذشته «تواندن»: «تَوانْتِد»؛ بن گذشته «تواندن»: ↦«تَوانْد»↤؛ بن آینده در گذشته «تواندن»: «تَوانْتِن»⟼«تَوان» (بنکنون «تواندن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «تواندن»: «تَوانْنِت»؛ بن آینده «تواندن»: ↦«تَوانْن»؛ بن آینده در آینده «تواندن»: ↤«تَوانْنِن»◀
- تعریف «تواندن». باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) تَواناء ([؟] توانایییافته (توان)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد توانایییافتن قرار دادن»]
- مثال. دَرْنَهایَت ([؟] در نهایت) پَسَز ([؟] پس از) کَرّاتی ([؟] دفعات زیادی) مَرِناء ([؟] تمرینیافته (تمرین))، نِویسانْدَن ([؟] مورد نوشتیافتهشده قرار دادن) او را تَوانْد (؟ مورد توانایییافتن قرار داد).ترجمه: بالاخره پس از کلی تمرین، نوشتن را در تواناییش یافت.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَوانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بتوان | - | - | آواثاء:بتوانید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نتوان | - | - | آواثاء:نتوانید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناتوان | - | - | آواثاء:ناتوانید | - | |
ترجمه
دَهِیْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) تَواناء (؟ توانایییافته (توان)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «تواندن»: To gain the ability؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «تواندن»: To acquire the capability
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا