پرش به محتوا

تلشدن

از واژسین

مصدر «تَلِشْدَن» به‌معنی «مورد تلاش‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» حالت یا چگونگی تلاش‌یافتگی «مفعول» بشود. این مصدر از «تلشـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «تَلِشْدَن»

بن‌های تصریفی «تَلِشْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «تَلِشْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَلِشْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «تَلِشْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَلِش»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «تَلِشْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَلِشْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «تَلِشْنِن»

فارسی

🔖 واژه‌های مرتبط با «تلشدن»: تَلِشانْدَن ([؟] مورد تلاش‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُتَلِشْدَن ([؟] مورد تلاش‌گرفتن قرار دادن)؛ تَتَلِشْدَن ([؟] مورد تلاش‌یافته قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «تلشدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) تَلِشاء ([؟] تلاش‌یافته (مفاد تلاش)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد تلاش‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. تَلِشْدَن (؟ مورد تلاش‌یافتن قرار دادن) آزمون باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) مَرِناء ([؟] تمرین‌یافته (تمرین)) بیست دقیقه بر روز خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) خوبْناک ([؟] دارای خوبیت (خوب)) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: تلاش یافتن آزمون با تمرین روزانه بیست دقیقه‌ای، خیلی خوب است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /تَلِشْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تلشدن»: بن گذشته در گذشته «تلشدن»: «تَلِشْتِد»؛ بن گذشته «تلشدن»: «تَلِشْد»؛ بن آینده در گذشته «تلشدن»: «تَلِشْتِن»«تَلِش» (بن‌کنون «تلشدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «تلشدن»: «تَلِشْنِت»؛ بن آینده «تلشدن»: «تَلِشْن»؛ بن آینده در آینده «تلشدن»: «تَلِشْنِن»
  1. تعریف «تلشدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) تَلِشاء ([؟] تلاش‌یافته (مفاد تلاش)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد تلاش‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. مَرِناء ([؟] تمرین‌یافته (تمرین)) بیست دقیقه بر روز، آزمون اَم ([؟] من/خودم) را تَلِشْد (؟ مورد تلاش‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: آزمونم با تمرین روزانه بیست دقیقه‌ای، تلاش یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «تَلِشْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:تلشتدم آواثاء:تلشتدی تَلِشْتِد آواثاء:تلشتدیم آواثاء:تلشتدید آواثاء:تلشتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:تلشدم آواثاء:تلشدی تَلِشْد آواثاء:تلشدیم آواثاء:تلشدید آواثاء:تلشدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:تلشتنم آواثاء:تلشتنی آواثاء:تلشتند آواثاء:تلشتنیم آواثاء:تلشتنید آواثاء:تلشتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:تلشم آواثاء:تلشی آواثاء:تلشَد آواثاء:تلشیم آواثاء:تلشید آواثاء:تلشند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:تلشنتم آواثاء:تلشنتی تَلِشْنِت آواثاء:تلشنتیم آواثاء:تلشنتید آواثاء:تلشنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:تلشنم آواثاء:تلشنی آواثاء:تلشنَد آواثاء:تلشنیم آواثاء:تلشنید آواثاء:تلشنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:تلشننم آواثاء:تلشننی آواثاء:تلشننَد آواثاء:تلشننیم آواثاء:تلشننید آواثاء:تلشننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَلِشْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - بِتَلِش - - آواثاء:بتلشید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نتلش - - آواثاء:نتلشید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناتلش - - آواثاء:ناتلشید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) تَلِشاء (؟ تلاش‌یافته (مفاد تلاش)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)