پرش به محتوا

تثبشدن

از واژسین

مصدر «تَثَبِشْدَن» به‌معنی «مورد تثبیت‌گرفته قرار داده شدن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» به عامل تثبیت اطلاعات در وضعیت درونی خود تبدیل بشود. این مصدر از «تثبـ + ـشدن [ پسوند «ـشدن» یک «مصدرساز» برای ساختن مصدر مجهول می‌باشد.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «تَثَبِشْدَن»

بن‌های تصریفی «تَثَبِشْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «تَثَبِشِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَثَبِشْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «تَثَبِشِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَثَبِش»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «تَثَبِشِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَثَبِشْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «تَثَبِشِنْن»

فارسی

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُناشْدین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «ثَبْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد تثبیت‌گرفته قرار داده شدن»]
    🚀مثال. با تَثَبِشْدَن ([؟] مورد تثبیت‌گرفته قرار داده شدن) PostgreSQL، پروژه خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) بهینه ئِشْد ([؟] شد).🌐ترجمه: با ثبت‌کننده شدن PostgreSQL، پروژه خیلی بهینه شد.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /تَثَبِشْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تثبشدن»: بن گذشته در گذشته «تثبشدن»: «تَثَبِشِتْد»؛ بن گذشته «تثبشدن»: «تَثَبِشْد»؛ بن آینده در گذشته «تثبشدن»: «تَثَبِشِتْن»«تَثَبِش» (بن‌کنون «تثبشدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «تثبشدن»: «تَثَبِشِنْت»؛ بن آینده «تثبشدن»: «تَثَبِشْن»؛ بن آینده در آینده «تثبشدن»: «تَثَبِشِنْن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُناشْدین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «ثَبْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد تثبیت‌گرفته قرار داده شدن»]
    🚀مثال. دیروز PostgreSQL بِعُنْوان ([؟] به‌عنوان) سیدَپاد ([؟] سیستم مدیریت پایگاه‌داده) تَثَبِشْد (؟ مورد تثبیت‌گرفته قرار داده شد).🌐ترجمه: دیروز PostgreSQL به‌عنوان DBMS ثبت‌کننده شد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «تَثَبِشْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:تثبشتدم آواثاء:تثبشتدی تَثَبِشِتْد آواثاء:تثبشتدیم آواثاء:تثبشتدید آواثاء:تثبشتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:تثبشدم آواثاء:تثبشدی تَثَبِشْد آواثاء:تثبشدیم آواثاء:تثبشدید تَثَبِشْدَنْد
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:تثبشتنم آواثاء:تثبشتنی آواثاء:تثبشتند آواثاء:تثبشتنیم آواثاء:تثبشتنید آواثاء:تثبشتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:تثبشم آواثاء:تثبشی آواثاء:تثبشَد آواثاء:تثبشیم آواثاء:تثبشید آواثاء:تثبشند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:تثبشنتم آواثاء:تثبشنتی تَثَبِشِنْت آواثاء:تثبشنتیم آواثاء:تثبشنتید آواثاء:تثبشنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:تثبشنم آواثاء:تثبشنی آواثاء:تثبشنَد آواثاء:تثبشنیم آواثاء:تثبشنید آواثاء:تثبشنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:تثبشننم آواثاء:تثبشننی آواثاء:تثبشننَد آواثاء:تثبشننیم آواثاء:تثبشننید آواثاء:تثبشننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَثَبِشْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بتثبش - - آواثاء:بتثبشید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نتثبش - - آواثاء:نتثبشید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناتثبش - - آواثاء:ناتثبشید -

ترجمه

مصدر کُناشْدین «تَثَبْدَن (؟ مورد تثبیت‌یافته قرار دادن)»