بهردن
ظاهر
(تغییرمسیر از بهریدن)
مصدر «بَهِرْدَن» بهمعنی «مورد بهرهیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» از «مفعول» برای انجام عملی بهره بگیرد. این مصدر از «بهر + دن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «بَهِرْدَن»
بنهای تصریفی «بَهِرْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «بَهِرْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «بَهِرْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «بَهِرْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «بَهِر»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «بَهِرْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «بَهِرْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «بَهِرْنِن»
فایزنی
واژههای مرتبط با «بهردن»: بَهْرانْدَن ([؟] مورد بهرهیافتهشده قرار دادن)؛ بَهِرارْدَن ([؟] مورد استفاده شدن قرار دادن)؛ تَبَهِرْدَن ([؟] مورد بهرهگرفته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /بَهِرْدَن/📥 ریشهشناسی: بهر + دن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖
- تعریف «بهردن». فرایند کَسِبْدَن ([؟] مورد کسبیتیافتن قرار دادن) فایْماء ([؟] منفعتگرفتهشو (فایده؛ سود)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) از چیزی برای اَنِجْدَن ([؟] مورد انجامشدگیگرفتن قرار دادن) کار هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد بهرهیافتن قرار دادن»]
- مثال. بَهِرْدَن (؟ مورد بهرهیافتن قرار دادن) پیچگوشتی برای آن نَیِزْمائَد ([؟] نیازشدریافته (نیازمند) است).ترجمه: استفاده کردن پیچگوشتی برای آن نیاز است.
عملواژه
- ️تلفظ: /بَهِرْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «بهردن»: ▶ بن گذشته در گذشته «بهردن»: «بَهِرْتِد»؛ بن گذشته «بهردن»: ↦«بَهِرْد»↤؛ بن آینده در گذشته «بهردن»: «بَهِرْتِن»⟼«بَهِر» (بنکنون «بهردن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «بهردن»: «بَهِرْنِت»؛ بن آینده «بهردن»: ↦«بَهِرْن»؛ بن آینده در آینده «بهردن»: ↤«بَهِرْنِن»◀
- تعریف «بهردن». فایْماء ([؟] منفعتگرفتهشو (فایده؛ سود)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) از چیزی را برای اَنِجْدَن ([؟] مورد انجامشدگیگرفتن قرار دادن) کار هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) کَسِبْدَن ([؟] مورد کسبیتیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد بهرهیافتن قرار دادن»]
- مثال. به دو روش تایَد ([؟] شدنی بوده/است/خواهد بود) این پیچگوشتی را بِبَهِرْد (؟ مورد بهرهگرفتن قرار داد).ترجمه: به دو روش میتوان این پیچگوشتی را استفاده کرد.
| عَمَلْواژههای اَنِجایی فَرْمانی سادی «بَهِرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | بِبَهِر | - | - | بِبَهِرید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نبهر | - | - | آواثاء:نبهرید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نابهر | - | - | آواثاء:نابهرید | - | |
ترجمه
کَسِبْدَن (؟ مورد کسبیتیافتن قرار دادن) فایْماء (؟ منفعتگرفتهشو (فایده؛ سود))
- ترجمه (معادل) انگلیسی «بهردن»: To use
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فایزنی
- مصدر فایزنی
- مصدر فایزنی عملی
- مصدر فایزنی ناصریح
- مصدر فایزنی کنایی
- مصدر فایزنی کنادین
- مصدر فایزنی علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح
- مصدر فایزنی عملی کنایی
- مصدر فایزنی عملی کنادین
- مصدر فایزنی عملی علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی
- مصدر فایزنی ناصریح کنادین
- مصدر فایزنی ناصریح علنئا
- مصدر فایزنی کنایی کنادین
- مصدر فایزنی کنایی علنئا
- مصدر فایزنی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فایزنی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فایزنی عملی کنایی کنادین
- مصدر فایزنی عملی کنایی علنئا
- مصدر فایزنی عملی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فایزنی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا