اضفاندن
ظاهر
مصدر «أَضِفانْدَن» بهمعنی «مورد اضافهیافتهشده قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن کسی یا چیزی بخش یا جزءی از یک کل بشود. این مصدر از «اضفـ + ـانـ [※ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشاندادن عامل انگیزی، استفاده میشود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبولیافته شدن قرار دادن)» و «أَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامشیافتهشده قرار دادن)»] + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «أَضِفانْدَن»
بنهای تصریفی «أَضِفانْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «أَضِفانْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «أَضِفانْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «أَضِفانْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «أَضِفان»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «أَضِفانْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «أَضِفانْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «أَضِفانْنِن»
فارسی
همچنین ببین: أَضِفْدَن ([؟] مورد اضافهیافتن قرار دادن)؛ أَضَفودَن ([؟] مورد اضافهگرفتن قرار دادن)؛ أَضَتِفْدَن ([؟] مورد اضافهیافته قرار دادن)؛ أوضِفْدَن ([؟] مورد اضافدرآمدن قرار دادن)؛ أوضِفانْدَن ([؟] مورد اضافدرآمدهشده قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /أَضِفانْدَن/📥 ریشهشناسی: اضفـ + ـانـ [※ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشاندادن عامل انگیزی، استفاده میشود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبولیافته شدن قرار دادن)» و «أَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامشیافتهشده قرار دادن)»] + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «اضفاندن»: ربطاء:اضفاندن/هر | متضاد «اضفاندن»: ربطاء:اضفاندن/ضد
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «أَضِفْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد اضافهیافتهشده قرار دادن»]
- مثال. بَرای ([؟] برای؛ بهخاطر) أَضِفانْدَن (؟ مورد اضافهیافتهشده قرار دادن) نمک، هون ([؟] آن؛ مذکور؛ یادشده (حرف تعریف معرفه)) قاشق را بِبَهِران ([؟] مورد بهرهگرفتهشده قرار بده).ترجمه: برای اضافه کردن نمک، از آن قاشق استفاده کن.
عملواژه
- ️تلفظ: /أَضِفانْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اضفاندن»: ▶ بن گذشته در گذشته «اضفاندن»: «أَضِفانْتِد»؛ بن گذشته «اضفاندن»: ↦«أَضِفانْد»↤؛ بن آینده در گذشته «اضفاندن»: «أَضِفانْتِن»⟼«أَضِفان» (بنکنون «اضفاندن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «اضفاندن»: «أَضِفانْنِت»؛ بن آینده «اضفاندن»: ↦«أَضِفانْن»؛ بن آینده در آینده «اضفاندن»: ↤«أَضِفانْنِن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «أَضِفْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد اضافهیافتهشده قرار دادن»]
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «أَضِفانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | بِأَضِفان | - | - | آواثاء:باضفانید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:ناضفان | - | - | آواثاء:ناضفانید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نااضفان | - | - | آواثاء:نااضفانید | - | |
ترجمه
مصدر اَنْگیزی «أَضِفْدَن (؟ مورد اضافهیافتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «اضفاندن»: To be added
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی انگیزی
- مصدر فارسی عملی سببی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی
- مصدر فارسی عملی انگیزی کنادین
- مصدر فارسی عملی انگیزی علنئا
- مصدر فارسی عملی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی کنادین علنئا