مرندن
ظاهر
مصدر «مَرِنْدَن» بهمعنی «مورد تمرینیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» تمرین «مفعول»، بهقصد پرورش مهارت، بشود. این مصدر از «مرنـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «مَرِنْدَن»
بنهای تصریفی «مَرِنْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «مَرِنْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «مَرِنْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «مَرِنْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «مَرِن»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «مَرِنْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «مَرْنِن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «مَرِنْنِن»
فارسی
واژههای مرتبط با «مرندن»: مَرِنانْدَن ([؟] مورد تمرینیافتهشده قرار دادن)؛ اُمَرِنْدَن ([؟] مورد تمرینگرفتن قرار دادن)؛ تَمَرِنْدَن ([؟] مورد تمرینیافته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /مَرِنْدَن/📥 ریشهشناسی: مرنـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همخانواده «مرندن»: ربطاء:مرندن/هش
- تعریف «مرندن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) مَرِناء ([؟] تمرینیافته (تمرین)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد تمرینیافتن قرار دادن»]
- مثال. برای مَرِنْدَن (؟ مورد تمرینیافتن قرار دادن) پسر اَت ([؟] تو)، هایَد ([؟] بهتر بوده/است/خواهد بود) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) وَرِزانَنْدِه ([؟] ورزشدهنده (مربی)) خوبْناک ([؟] دارای خوبیت (خوب)) را بِاِسْکارانی ([؟] مورد کارکنندهشو قرار بدهی).ترجمه: برای تمرینگر یافتن پسرت، بهتر است یک مربی خوب استخدام کنی.
عملواژه
- ️تلفظ: /مَرِنْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «مرندن»: ▶ بن گذشته در گذشته «مرندن»: «مَرِنْتِد»؛ بن گذشته «مرندن»: ↦«مَرِنْد»↤؛ بن آینده در گذشته «مرندن»: «مَرِنْتِن»⟼«مَرِن» (بنکنون «مرندن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «مرندن»: «مَرِنْنِت»؛ بن آینده «مرندن»: ↦«مَرْنِن»؛ بن آینده در آینده «مرندن»: ↤«مَرِنْنِن»◀
- تعریف «مرندن». باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) مَرِناء ([؟] تمرینیافته (تمرین)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد تمرینیافتن قرار دادن»]
- مثال. ورزش روزانه، علی را مَرِنْد (؟ مورد تمرینیافتن قرار داد).ترجمه: ورزش روزانه، علی را بهعنوان تمرینگر یافت.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «مَرِنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بمرن | - | - | آواثاء:بمرنید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نمرن | - | - | آواثاء:نمرنید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نامرن | - | - | آواثاء:نامرنید | - | |
ترجمه
دَهِیْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) مَرِناء (؟ تمرینیافته (تمرین))
- ترجمه (معادل) انگلیسی «مرندن»: To put through training؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «مرندن»: To undergo practice
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا