پرش به محتوا

فزندن

از واژسین

مصدر «فَزِنْدَن» به‌معنی «مورد افزایش‌میزان‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن مقدار یک کمیت نسبی افزایش داده بشود. این مصدر از «فزنـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «فَزِنْدَن»

بن‌های تصریفی «فَزِنْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «فَزِنْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «فَزِنْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «فَزِنْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «فَزِن»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «فَزِنْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «فَزِنْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «فَزِنْنِن»

فارسی

🕸️ شبکه عامل-مبنا «فزندن»: 👈 مصدر پایه «فزندن»: 👉 دوگان «فزندن»: فَزْنِوْدَن ([؟] مورد افزایش‌میزان‌گرفتن قرار دادن) | مصدر عامل-محور «فزندن»: فَزْنادَن ([؟] معناء:فزنادن) دوگان عامل-محور «فزندن»: فَزْنودَن ([؟] مورد افزایش‌میزان‌گرفتن قرار دادن) | ⌘‬ مصدر انگیزی «فزندن»: فَزْنانْدَن ([؟] مورد افزایش‌میزان‌یافته‌شده قرار دادن) دوگان انگیزی «فزندن»: فَزْنونْدَن ([؟] معناء:فزنوندن) | مصدر شورانی «فزندن»: فَزِنْتانْدَن ([؟] معناء:فزنتاندن) دوگان شورانی «فزندن»: فَزِنْتونْدَن ([؟] معناء:فزنتوندن) | مصدر مجابی «فزندن»: فَزِنْبانْدَن ([؟] معناء:فزنباندن) دوگان مجابی «فزندن»: فَزِنْبونْدَن ([؟] معناء:فزنبوندن)
🧊 مصدرهای اثر-مفعول‌نما «فزندن»: فَزْنِدَن ([؟] معناء:فزنِدن)؛ فَزْنُدَن ([؟] معناء:فزنُدن) | 🪸 مصدرهای عاملیت‌نما «فزندن»: فَزْنِنْدَن ([؟] معناء:فزنندن)؛ فَزْنِزْدَن ([؟] معناء:فزنزدن)؛ فَزْنِرْدَن ([؟] معناء:فزنردن)؛ فَزْنِژْدَن ([؟] معناء:فزنژدن)

مصدر

  1. تعریف «فزندن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) فَزْناء ([؟] افزایش‌میزان‌یافته (فزونی؛ افزایش)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد افزایش‌میزان‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. برای فَزِنْدَن (؟ مورد افزایش‌میزان‌یافتن قرار دادن) دَرامَد ([؟] درآمد) اَش ([؟] مال آن؛ آن را) بایَد ([؟] باید) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) شغل جدید بِیابَد ([؟] مورد پیدا‌شدن قرار بدهد).🌐ترجمه: برای افزایش دادن درآمدش باید یک شغل جدید پیدا کند.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /فَزِنْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «فزندن»: بن گذشته در گذشته «فزندن»: «فَزِنْتِد»؛ بن گذشته «فزندن»: «فَزِنْد»؛ بن آینده در گذشته «فزندن»: «فَزِنْتِن»«فَزِن» (بن‌کنون «فزندن»)، ؛ بن گذشته در آینده «فزندن»: «فَزِنْنِت»؛ بن آینده «فزندن»: «فَزِنْن»؛ بن آینده در آینده «فزندن»: «فَزِنْنِن»
  1. تعریف «فزندن». بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) فَزْناء ([؟] افزایش‌میزان‌یافته (فزونی؛ افزایش)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد افزایش‌میزان‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. میزان زیادی، دَرامَد ([؟] درآمد) اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را باسِل ([؟] به‌وسیله؛ باکمک) شغل جدید فَزِنْد (؟ مورد افزایش‌میزان‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: درآمدش به‌خاطر شغل جدید میزان زیادی افزایش یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «فَزِنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:فزنتدم آواثاء:فزنتدی فَزِنْتِد آواثاء:فزنتدیم آواثاء:فزنتدید آواثاء:فزنتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:فزندم آواثاء:فزندی فَزِنْد آواثاء:فزندیم آواثاء:فزندید آواثاء:فزندند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:فزنتنم آواثاء:فزنتنی آواثاء:فزنتند آواثاء:فزنتنیم آواثاء:فزنتنید آواثاء:فزنتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:فزنم آواثاء:فزنی آواثاء:فزنَد آواثاء:فزنیم آواثاء:فزنید آواثاء:فزنند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:فزننتم آواثاء:فزننتی فَزِنْنِت آواثاء:فزننتیم آواثاء:فزننتید آواثاء:فزننتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:فزننم آواثاء:فزننی آواثاء:فزننَد آواثاء:فزننیم آواثاء:فزننید آواثاء:فزننند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:فزنننم آواثاء:فزنننی آواثاء:فزنننَد آواثاء:فزنننیم آواثاء:فزنننید آواثاء:فزنننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «فَزِنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بفزن - - آواثاء:بفزنید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نفزن - - آواثاء:نفزنید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نافزن - - آواثاء:نافزنید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) فَزْناء (؟ افزایش‌میزان‌یافته (فزونی؛ افزایش)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «فزندن»: To augment