فریاد زدن
ظاهر
عَبِرات ([؟] عبارت) «فریاد زدن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- نَفِرانْدَن:❖ مورد فریادیافتهشده قرار دادن؛
- مثال. با فریاد زدنهای نابجا، به اعتماد به نفسش داشت آسیب میزد.معادل: با نَفِرانْدَنْهای (؟ مورد فریادیافتهشده قرار دادنها) نابجا، خُودْباوَری ([؟] اعتماد به نفس) اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را ئِفیخَسِرانْد ([؟] در جریان مورد خسرانیافتهشده قرار داد).