پرش به محتوا

تواردن

از واژسین

مصدر «تَوارْدَن» به‌معنی «مورد تحول‌یافته قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی از نظری - ظاهری، ماهیتی، حالتی، یا وضعیتی - تغییر و تحول دهنده بشود. این مصدر از «تـ [ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه می‌باشد؛ مثل: «تَأَدِسْدَن ([؟] مورد آدرس‌یافته قرار دادن)» و «تَخَبَرْدَن ([؟] مورد باخبر شده قرار دادن)»] + ـواردن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «تَوارْدَن»

بن‌های تصریفی «تَوارْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «تَوارْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَوارْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «تَوارْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَوار»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «تَوارْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَوارْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «تَوارْنِن»

فایزنی

🔖 واژه‌های مرتبط با «تواردن»: وارْدَن ([؟] مورد تحول‌یافتن قرار دادن)؛ اُوارْدَن ([؟] مورد تحول‌گرفتن قرار دادن)؛ وارانْدَن ([؟] مورد تحول‌یافته‌شده قرار دادن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنْئا آمویایی عَمَلایی تَکُنین «وارْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد تحول‌یافته قرار دادن»]
    🚀مثال. برای تَوارْدَن (؟ مورد تحول‌یافته قرار دادن) این حالت موی، هنرمندها هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را اُنَیِزائیم ([؟] نیاز داریم).🌐ترجمه: برای متحول‌کننده کردن این حالت مو، به هنرمندهایی نیاز داریم.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /تَوارْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تواردن»: بن گذشته در گذشته «تواردن»: «تَوارْتِد»؛ بن گذشته «تواردن»: «تَوارْد»؛ بن آینده در گذشته «تواردن»: «تَوارْتِن»«تَوار» (بن‌کنون «تواردن»)، ؛ بن گذشته در آینده «تواردن»: «تَوارْنِت»؛ بن آینده «تواردن»: «تَوارْن»؛ بن آینده در آینده «تواردن»: «تَوارْنِن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنْئا آمویایی عَمَلایی تَکُنین «وارْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد تحول‌یافته قرار دادن»]
    🚀مثال. حالت موی هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را بِتِل ([؟] معناء:بتل) جوانان تَوارْد (؟ مورد تحول‌یافته قرار داد).🌐ترجمه: آن حالت مو را برای جوانان متحول کننده کرد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی نافَرْجامی سادی «تَوارْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:توارتدم آواثاء:توارتدی تَوارْتِد آواثاء:توارتدیم آواثاء:توارتدید آواثاء:توارتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] تَوارْدَم آواثاء:تواردی تَوارْد آواثاء:تواردیم آواثاء:تواردید آواثاء:تواردند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:توارتنم آواثاء:توارتنی آواثاء:توارتند آواثاء:توارتنیم آواثاء:توارتنید آواثاء:توارتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:توارم آواثاء:تواری آواثاء:توارَد آواثاء:تواریم آواثاء:توارید آواثاء:توارند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:توارنتم آواثاء:توارنتی تَوارْنِت آواثاء:توارنتیم آواثاء:توارنتید آواثاء:توارنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:توارنم آواثاء:توارنی آواثاء:توارنَد آواثاء:توارنیم آواثاء:توارنید آواثاء:توارنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:توارننم آواثاء:توارننی آواثاء:توارننَد آواثاء:توارننیم آواثاء:توارننید آواثاء:توارننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی فَرْمانی سادی «تَوارْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بتوار - - آواثاء:بتوارید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نتوار - - آواثاء:نتوارید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناتوار - - آواثاء:ناتوارید -

ترجمه

مصدر تَکُنین «وارْدَن (؟ مورد تحول‌یافتن قرار دادن)»