شروعدن
ظاهر
مصدر «شُروعْدَن» بهمعنی «مورد شروعشیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» نخستین قدم برای شروع «مفعول» بشود. این مصدر از «شروعـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «شُروعْدَن»
بنهای تصریفی «شُروعْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «شُروعِتْد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «شُروعْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «شُروعِتْن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «شُروع»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «شُروعِنْت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «شُروعْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «شُروعِنْن»
فارسی
همچنین ببین: شُروعانْدَن ([؟] مورد شروعشیافتهشده قرار دادن)؛ اُشُروعْدَن ([؟] مورد شروعشگرفتن قرار دادن)؛ تَشُروعْدَن ([؟] مورد شروعشیافته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /شُروعْدَن/📥 ریشهشناسی: شروعـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «شروعدن»: آغِزْدَن ([؟] مورد آغازشیافتن قرار دادن)؛ اَسِسْدَن ([؟] مورد پیادهسازیگرفتن قرار دادن) | متضاد «شروعدن»: خَتِمْدَن ([؟] مورد خاتمهیافتن قرار دادن)
- تعریف «شروعدن». فرایند دِهْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) شُروعاء ([؟] معناء:شروعاء) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد شروعشیافتن قرار دادن»]
- مثال. بَرای ([؟] برای؛ بهخاطر) شُروعْدَن (؟ مورد شروعشیافتن قرار دادن) روز کار آبدارچی، بایَد ([؟] باید) کَرِنانْدَن ([؟] مورد خریدیافتهشده قرار دادن) نان را نَظَرانْد ([؟] مورد انتظاریافتهشده قرار داد).ترجمه: برای شروع یافتن روز کاری آبدارچی، باید خریدن نان را در نظر گرفت.
عملواژه
- ️تلفظ: /شُروعْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «شروعدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «شروعدن»: «شُروعِتْد»؛ بن گذشته «شروعدن»: ↦«شُروعْد»↤؛ بن آینده در گذشته «شروعدن»: «شُروعِتْن»⟼«شُروع» (بنکنون «شروعدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «شروعدن»: «شُروعِنْت»؛ بن آینده «شروعدن»: ↦«شُروعْن»؛ بن آینده در آینده «شروعدن»: ↤«شُروعِنْن»◀
- تعریف «شروعدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) شُروعاء ([؟] معناء:شروعاء) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دِهْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد شروعشیافتن قرار دادن»]
- مثال. کَرِنانْدَن ([؟] مورد خریدیافتهشده قرار دادن) نان، روز کاری اَم ([؟] من/خودم) را میشُروعَد (؟ مورد شروعشیافتن قرار میدهد).ترجمه: با خریدن نان، روز کاریم شروع مییابد.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «شُروعْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بشروع | - | - | آواثاء:بشروعید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نشروع | - | - | آواثاء:نشروعید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناشروع | - | - | آواثاء:ناشروعید | - | |
ترجمه
دِهْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) شُروعاء (؟ معناء:شروعاء) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «شروعدن»: To be started
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا