پرش به محتوا

رغبدن

از واژسین

مصدر «رَغِبْدَن» به‌معنی «مورد رغبت‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» به رغبت «مفعول» درآورده بشود؛ بطوریکه، «مفعول» براساس جنبه‌هایی مثبت از «فاعل» به درستی یا خوب بودن «فاعل» باورمند یا ترغیب شده باشد. این مصدر از «رغبـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «رَغِبْدَن»

بن‌های تصریفی «رَغِبْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «رَغِبْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «رَغِبْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «رَغِبْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «رَغِب»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «رَغِبْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «رَغِبْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «رَغِبْنِن»

فارسی

🔖 واژه‌های مرتبط با «رغبدن»: رَغِبانْدَن ([؟] مورد رغبت‌یافته‌شده قرار دادن)؛ تَرَغِبْدَن ([؟] مورد رغبت‌یافته قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «رغبدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) رَغِباء ([؟] رغبت‌یافته (ترغیب‌گر)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد رغبت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. پَسَز ([؟] پس از) رَغِبْدَن (؟ مورد رغبت‌یافتن قرار دادن) خریدن حَصِلْماء ([؟] حاصل‌شو) جدید، یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) کیف نو خرید.🌐ترجمه: پس از رغبت یافتن به خریدن محصول جدید، یک کیف نو خرید.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /رَغِبْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «رغبدن»: بن گذشته در گذشته «رغبدن»: «رَغِبْتِد»؛ بن گذشته «رغبدن»: «رَغِبْد»؛ بن آینده در گذشته «رغبدن»: «رَغِبْتِن»«رَغِب» (بن‌کنون «رغبدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «رغبدن»: «رَغِبْنِت»؛ بن آینده «رغبدن»: «رَغِبْن»؛ بن آینده در آینده «رغبدن»: «رَغِبْنِن»
  1. تعریف «رغبدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) رَغِباء ([؟] رغبت‌یافته (ترغیب‌گر)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد رغبت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. خریدن حَصِلْماءهای ([؟] حاصل‌شوهای) جدید، علی را رَغِبْد (؟ مورد رغبت‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: علی به خریدن محصولات جدید رغبت یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «رَغِبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:رغبتدم آواثاء:رغبتدی رَغِبْتِد آواثاء:رغبتدیم آواثاء:رغبتدید آواثاء:رغبتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:رغبدم آواثاء:رغبدی رَغِبْد آواثاء:رغبدیم آواثاء:رغبدید آواثاء:رغبدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:رغبتنم آواثاء:رغبتنی آواثاء:رغبتند آواثاء:رغبتنیم آواثاء:رغبتنید آواثاء:رغبتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:رغبم آواثاء:رغبی آواثاء:رغبَد آواثاء:رغبیم آواثاء:رغبید آواثاء:رغبند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:رغبنتم آواثاء:رغبنتی رَغِبْنِت آواثاء:رغبنتیم آواثاء:رغبنتید آواثاء:رغبنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:رغبنم آواثاء:رغبنی آواثاء:رغبنَد آواثاء:رغبنیم آواثاء:رغبنید آواثاء:رغبنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:رغبننم آواثاء:رغبننی آواثاء:رغبننَد آواثاء:رغبننیم آواثاء:رغبننید آواثاء:رغبننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «رَغِبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:برغب - - آواثاء:برغبید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نرغب - - آواثاء:نرغبید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نارغب - - آواثاء:نارغبید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) رَغِباء (؟ رغبت‌یافته (ترغیب‌گر)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)