پرش به محتوا

بلندن

از واژسین

مصدر «بُلَنْدَن» به‌معنی «مورد بلندی‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» تعیین‌کننده میزان ارتفاع «مفعول» بشود. این مصدر از «بلنـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «بُلَنْدَن»

بن‌های تصریفی «بُلَنْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «بُلَنْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «بُلَنْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «بُلَنْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «بُلَن»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [※ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «بُلَنْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «بُلَنْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [※ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «بُلَنْنِن»

فایزنی

🔖 واژه‌های مرتبط با «بلندن»: بُلَنانْدَن ([؟] مورد بلندی‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُبُلَنْدَن ([؟] مورد بلندی‌گرفتن قرار دادن)؛ تَبُلَنْدَن ([؟] مورد بلندی‌یافته قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «بلندن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) بُلَناء ([؟] بلندی‌یافته (ارتفاع)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد بلندی‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. برای بُلَنْدَن (؟ مورد بلندی‌یافتن قرار دادن) جعبه هه ([؟] مذکور؛ یادشده)، بالابر هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را بِبَهْران ([؟] مورد بهره‌گرفته‌شده قرار بده).🌐ترجمه: برای بلندشدگی یافتن آن جعبه، از آن بالابر استفاده کن.

عملواژه

  • ️🗣تلفظ: /بُلَنْدَن/📥 ⇯بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «بلندن»: ▶ بن گذشته در گذشته «بلندن»: «بُلَنْتِد»؛ بن گذشته «بلندن»: ↦«بُلَنْد»↤؛ بن آینده در گذشته «بلندن»: «بُلَنْتِن»⟼«بُلَن» (بن‌کنون «بلندن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «بلندن»: «بُلَنْنِت»؛ بن آینده «بلندن»: ↦«بُلَنْن»؛ بن آینده در آینده «بلندن»: ↤«بُلَنْنِن»◀
  1. تعریف «بلندن». بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) بُلَناء ([؟] بلندی‌یافته (ارتفاع)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد بلندی‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. دو متر هون ([؟] آن؛ مذکور؛ یادشده (حرف تعریف معرفه)) جعبه را بُلَنْد (؟ مورد بلندی‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: آن جعبه به ارتفاع دومتر بلندشدگی یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی نافَرْجامی سادی «بُلَنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:بلنتدم آواثاء:بلنتدی بُلَنْتِد آواثاء:بلنتدیم آواثاء:بلنتدید آواثاء:بلنتدند
گُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:بلندم آواثاء:بلندی بُلَنْد آواثاء:بلندیم آواثاء:بلندید آواثاء:بلندند
پَسْگُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:بلنتنم آواثاء:بلنتنی آواثاء:بلنتند آواثاء:بلنتنیم آواثاء:بلنتنید آواثاء:بلنتنند
حال کُنون [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:بلنم آواثاء:بلنی آواثاء:بلنَد آواثاء:بلنیم آواثاء:بلنید آواثاء:بلنند
بعد پیشْآیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:بلننتم آواثاء:بلننتی بُلَنْنِت آواثاء:بلننتیم آواثاء:بلننتید آواثاء:بلننتند
آیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:بلننم آواثاء:بلننی آواثاء:بلننَد آواثاء:بلننیم آواثاء:بلننید آواثاء:بلننند
پَسْآیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:بلنننم آواثاء:بلنننی آواثاء:بلنننَد آواثاء:بلنننیم آواثاء:بلنننید آواثاء:بلنننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی فَرْمانی سادی «بُلَنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:ببلن - - آواثاء:ببلنید -
طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نبلن - - آواثاء:نبلنید -
حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نابلن - - آواثاء:نابلنید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) بُلَناء (؟ بلندی‌یافته (ارتفاع)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «بلندن»: To lift؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «بلندن»: To raise