ادرسدن
ظاهر
مصدر «اَدْرِسْدَن» بهمعنی «مورد آدرسیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» مشخصکننده مکان «مفعول» - به قصد رسیدن یا دسترسی به آن - بشود. این مصدر از «ادرسـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «اَدْرِسْدَن»
بنهای تصریفی «اَدْرِسْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «اَدْرِسِتْد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اَدْرِسْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «اَدْرِسِتْن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اَدْرِس»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «اَدْرِسِنْت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اَدْرِسْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «اَدْرِسِنْن»
فارسی
همچنین ببین: اَدْرِسانْدَن ([؟] مورد آدرسیافتهشده قرار دادن)؛ اُؤَدْرِسْدَن ([؟] مورد آدرسگرفتن قرار دادن)؛ اِشْأَدْرِسْدَن ([؟] مورد آدرسدیدن قرار دادن)؛ اَدَراشْسیدَن ([؟] مورد آدرسدیدن قرار دادن)؛ تَاَدْرِسْدَن ([؟] مورد آدرسیافته قرار دادن)؛ اَدَرِتْسیدَن ([؟] مورد آدرسیافته قرار دادن)؛ اِشْأَدْرِسانْدَن ([؟] مورد آدرسدیدهشده قرار دادن)؛ اَدَراشْسانْدَن ([؟] مورد آدرسدیدهشده قرار دادن)؛ اِشْأَدْرِسُؤانْدَن ([؟] مورد آدرسگیریشده قرار دادن)؛ اَدَراشِسْوانْدَن ([؟] مورد آدرسگیریشده قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /اَدْرِسْدَن/📥 ریشهشناسی: ادرسـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «ادرسدن»: ربطاء:ادرسدن/هر
- تعریف «ادرسدن». فرایند دِهْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) اَدْرِساء ([؟] آدرسیافته (آدرس)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد آدرسیافتن قرار دادن»]
- مثال. برای اَدْرِسْدَن (؟ مورد آدرسیافتن قرار دادن) شیء هه ([؟] مذکور؛ یادشده)، بایَد ([؟] باید) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) خانه خالی تُدَک ([؟] حافظه مستقیم (رم)) بِبَهِرِشَد ([؟] مورد استفادهشدن قرار داده بشود).ترجمه: برای آدرس یافتن آن شیء، باید یک خانه خالی رم استفاده شود.
عملواژه
- ️تلفظ: /اَدْرِسْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «ادرسدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «ادرسدن»: «اَدْرِسِتْد»؛ بن گذشته «ادرسدن»: ↦«اَدْرِسْد»↤؛ بن آینده در گذشته «ادرسدن»: «اَدْرِسِتْن»⟼«اَدْرِس» (بنکنون «ادرسدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «ادرسدن»: «اَدْرِسِنْت»؛ بن آینده «ادرسدن»: ↦«اَدْرِسْن»؛ بن آینده در آینده «ادرسدن»: ↤«اَدْرِسِنْن»◀
- تعریف «ادرسدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) اَدْرِساء ([؟] آدرسیافته (آدرس)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دِهْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد آدرسیافتن قرار دادن»]
- مثال.
0x100هون ([؟] آن؛ مذکور؛ یادشده (حرف تعریف معرفه)) شیء را اَدْرِسْد (؟ مورد آدرسیافتن قرار داد).ترجمه: آن شیء0x100را بهعنوان آدرس دریافت کرد.
- مثال.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «اَدْرِسْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بادرس | - | - | آواثاء:بادرسید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نادرس | - | - | آواثاء:نادرسید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناادرس | - | - | آواثاء:ناادرسید | - | |
ترجمه
دِهْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) اَدْرِساء (؟ آدرسیافته (آدرس)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «ادرسدن»: To assign an address to
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا