اتخصدن
ظاهر
مصدر «اَتَخِصْدَن» بهمعنی «مورد خصوصیکردهشده قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فراثاء:اتخصدن این مصدر از «اتـ [※ فراثاء:بنواج/وندامو/وجهاءی/ات] + خِصْتِن ([؟] معناء:خصتن)» ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «اَتَخِصْدَن»
بنهای تصریفی «اَتَخِصْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «اَتَخِصْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اَتَخِصْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «اَتَخِصْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اَتَخِص»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «اَتَخِصْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اَتَخِصْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «اَتَخِصْنِن»
فارسی
مصدر
- ️تلفظ: /اَتَخِصْدَن/📥 ریشهشناسی: اتـ [※ فراثاء:بنواج/وندامو/وجهاءی/ات] + خِصْتِن ([؟] معناء:خصتن)❖
- تعریف «اتخصدن». فرایند اَخِصانْدَن ([؟] مورد خصوصیشو قرار دادن) چیزی برای قصد هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد خصوصیکردهشده قرار دادن»]
- مثال. پایتون به اَتَخِصْدَن (؟ مورد خصوصیکردهشده قرار دادن) دستکم ۲۴ بایت تُدَک ([؟] حافظه مستقیم (رم)) به یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) شیء
intتَنَیِزْمائَد ([؟] نیازمند است).ترجمه: پایتون به اختصاص دادن دستکم ۲۴ بایت رم به یک شیءintنیاز دارد.
- مثال. پایتون به اَتَخِصْدَن (؟ مورد خصوصیکردهشده قرار دادن) دستکم ۲۴ بایت تُدَک ([؟] حافظه مستقیم (رم)) به یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) شیء
عملواژه
- ️تلفظ: /اَتَخِصْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اتخصدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «اتخصدن»: «اَتَخِصْتِد»؛ بن گذشته «اتخصدن»: ↦«اَتَخِصْد»↤؛ بن آینده در گذشته «اتخصدن»: «اَتَخِصْتِن»⟼«اَتَخِص» (بنکنون «اتخصدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «اتخصدن»: «اَتَخِصْنِت»؛ بن آینده «اتخصدن»: ↦«اَتَخِصْن»؛ بن آینده در آینده «اتخصدن»: ↤«اَتَخِصْنِن»◀
- تعریف «اتخصدن». چیزی را برای قصد هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) اَخِصانْدَن ([؟] مورد خصوصیشو قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد خصوصیکردهشده قرار دادن»]
- مثال. پایتون دستکم ۲۴ بایت تُدَک ([؟] حافظه مستقیم (رم)) را به یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) شیء
intبِاَتَخِصَد (؟ مورد خصوصیکردهشده قرار بدهد).ترجمه: پایتون دستکم ۲۴ بایت رم را به یک شیءintاختصاص میدهد.
- مثال. پایتون دستکم ۲۴ بایت تُدَک ([؟] حافظه مستقیم (رم)) را به یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) شیء
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «اَتَخِصْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:باتخص | - | - | آواثاء:باتخصید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:ناتخص | - | - | آواثاء:ناتخصید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نااتخص | - | - | آواثاء:نااتخصید | - | |
ترجمه
اَخِصانْدَن (؟ مورد خصوصیشو قرار دادن) برای قصد هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «اتخصدن»: To specify؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «اتخصدن»: To allocate
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی آمویاءی
- مصدر فارسی آمویاءی وجهاءی
- مصدر فارسی آمویاءی وجهاءی اتکنین